نظریه سازی در جامعه شناسی (۷)
دستهبندی نشده ۱ دیدگاه »
انقلاب فرهنگی، جامعه شناسی اسلامی و … گفتار چهارم
بعد از بازگشایی دانشگاههای کشور در برنامه های آموزشی همه رشته های علوم انسانی و اجیتماعی مجموعه دروسی که به صور گوناگون وضعیت ”پیوندی“ بین رشته ها و اندیشه اسلامی داشت، قرار داده شد. در رشته های علوم اجتماعی، یا بهتر است به تعبیر برنامه طراحی شده ستاد انقلاب فرهنگی گفته شود رشته علوم اجتماعی با گرایش های متعدد، دروسی چند تحت عناوین ”تاریخ تفکر اجتماعی در اسلام،“ ”خانواده در اسلام،“ ”نهضت های صد ساله،“ ”انسان در اسلام،“ ”اندیشه اجتماعی در اسلام،“و … قرار داده شده بود. این دروس عموما دروس اجباری بود و همه دانشجویان این رشته می بایستی برای دریافت مدرک کارشناسی آنها را با نمره قبولی بگذرانند. هدف اصلی این دروس آشنایی دانشجویان با مبانی تفکر اجتماعی در اسلام و ایده های اجتماعی متفکران مسلمان می باشد تا امکان مقایسه و نقد اندیشه های غربی برای آنها فراهم شود.
با نگاهی گذرا به این برنامه، سوالاتی چند قابل طرح است: چرا این نوع دروس در رشته علوم اجتماعی مطرح شده است؟ چه کسانی این دروس را مطرح کرده اند؟ شرایط طرح این نوع دروس چه می باشند؟ چه کسانی در این نوع دروس را تدریس کرده اند؟ مدرسان این دروس بعد از کسب تجربه حدود دو دهه چه نظری در مورد دروس دارند؟ دانشجویان این دروس چه می گویند؟ چه منابعی در این زمینه تولید شده است؟ آیا این دروس زمینه دست یابی به مبانی فکری اندیشه اجتماعی در اسلام را فراهم کرده است؟ در حال حاضر با توجه به تجربه بیش از دو دهه چه تغییراتی در این نوع دروس لازم است؟ آیا می بایست این دروس را از مجموعه علوم اجتماعی خارج کرد یا اینکه بر تعداد آنها افزود یا اینکه تغییراتی در محتوای، روش تدریس،منابع، اساتید، و دانشجویان آن ایجاد کرد؟ آیا بهتر نیست به جای ارائه چندین درس پراکنده با اساتید محدود به فکر افزایش این نوع دروس در همه رشته ها و در همه مقاطع بود؟ بهتر نیست در دوره های دکتری رشته های متعدد علوم اجتماعی از قبیل مردم شناسی، توسعه، ارتباطات اجتماعی، و جامعه شناسی دروسی با این اهداف طراحی کرد؟ آیا نمی بایست بین دروسی که جریان های اجتماعی و سیاسی در کشورهای اسلامی را مطرح می کنند با دروسی که متعهد به بیان مبانی اندیشه اجتماعی در اسلام می باشند، تمایز قائل شد؟ در نهایت بهتر نیست به جای ارائه درس جدید، به فکر رشته و گرایشی به این نام در مقطع کارشناسی ارشد بود؟ اگر این نگاه درست است مطالب این دوره چه می توانند باشند؟
فرصت و حوصله پرداختن به همه سوالات – به طور خاص به دلیل کم حوصلگی خوانندگان – فوق وجود ندارد. زیرا در وبلاگ که نمی شود مقالات بلند نوشت و همه مسائل کشور و دانشگاه و گروه را حل کرد. هر یک از امور مسئولی دارد و بسیاری دور میز بیضی شکل هر هفته جمع می شوند که در طول سال برای نهایی کردن عنوان یک درس و تعیین استاد شورای کنند. اگر پاسخ ها ارائه شود دیگر شآن نزول همکاری و مشارکت و حضور در جلسات و دست بالا بردن همراه با دست همیشه بلند رئیس چه خواهد بود. پس بهتر است حرف نهایی زده نشود تا عده ای سرکار باشند. از طرف دیگر بسیاری از دوستان به بلندنویسی بنده اعتراض کرده اند و از بنده خواسته اند که کوتاه، مختصر بنویسم. امید است این اتفاق در آینده بیفتد. وقتی که حرفهایم تا حدودی تمام شده باشد. آنوقت کم می نویسم و یا شاید اصلا ننویسم.
چرا این نوع دروس در برنامه آموزشی مطرح شده است؟ زیرا اگر انقلاب اسلامی در ایران هم به وقوع نمی پیوست هر حوزه تمدنی این حق را داشت تا در شرایط مساعدی که برایش پیش می اید به مبانی اندیشه ای اش بازگشته و با تفکر انتقادی به جستجوی اصول و مبانی دست یابی به وضعیت فعلی و آتی اش باشد. بدین لحاظ طرح این نوع دروس در ایران اتفاقا بسیار دیر صورت گرفته است و می بایست بسیار زودتر از سه دهه اخیر دنبال می شد. در این صورت ارائه این دروس نمی تواند مبنایی برای دست یابی به جامعه شناسی اسلامی باشد. بلکه در جهت شفاف سازی هویت اسلامی ایرانیان است. هویتی که بیش از همه زمانها نیاز به تعبیر و تفسیر تمدنی است تا سیاسی و آنی و ایدئولوژیک از. این تعبیر با بازنگری دقیق و علمی از آنچه در گذشته بر ما آمده و نحوه زندگی و معناسازی ممکن می شود.
چه کسانی این دروس را مطرح کرده اند؟ بسیاری در طرح این دروس موثر بوده اند. همانطور که در نوشته های قبلی اشاره شد، این درس از درون مجموعه مناقشات، بحث ها و تاملات صاحب نظران وحدت حوزه و دانشگاه، مدعیان جامعه شناسی اسلامی، مدعیان هویت و تمدن اسلامی، و منتقدان به فرهنگ و تمدن غربی در آمد. این درس و عناوین دروسی شبیه به این درس در جهت معرفی مبانی فکری اندیشه اجتماعی در اسلام بوده است.
از این میان تلاش و همت ایران شناسان و اسلام شناسان نقش عمده ای داشته است. درست است که بعد از انقلاب اسلامی این نوع دروس بخشی از برنامه های آموزشی رشته علوم اجتماعی شده است، ولی نوع نگاهی که این گروه از صاحب نظران به فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی داشته اند، موجب ساماندهی این حوزه شده است. برای اطلاع بیشتر بهتر است کمی به تاریخ اندیشه و فکر در دوره قاجاریه و پهلوی مراجعه شود. در این دو دوره با انبوهی از تحقیق، تالیف و ترجمه این گروه در ایران و جوامع اسلامی روبرو هستیم. اثرگذاری کار این گروه موجب شده است تا بسیاری از صاحب نظران ایرانی در حوزه فرهنگ به ترجمه و چاپ این نوع آثار مشغول شوند. قبل از اینکه در ایران آموزش این دروس و مباحث به طور مستقل تا بخشی از یک درس مهم در حد یک یا دو جلسه مورد نطر قرار گیرد، حوزه های اسلام شناسی و شرق شناسی در جهان مطالعه تاریخ تحول و اندیشه – به معنای کلی – و به طور خاص در حوزه اجتماعیات را مورد توجه قرار داده بودند. ایران شناسان و اسلام شناسان همیشه در مقابل این سوال قرار داشته اند که: ”آیا در گذشته جوامع اسلامی تفکر و تامل اجتماعی وجود داشته است؟“ یا اینکه ”مجموعه اندیشه اسلامی در مورد امور اجتماعی چه داعیه ای ارائه داده اند؟“ تلاش در دریافت پاسخ درست به این سوال ناشی از نگاه مقایسه ای و تطبیقی بین فرهنگها و جوامع و تمدنها بوده است. به عبارت دیگر، باز هم طرح این دروس ناشی از یک نیاز هویتی است تا ضرورتی در نظریه سازی و جامعه شناسی اسلامی.
اما اینکه تحت چه شرایطی این دروس وارد دوره های آموزشی دانشگاهها شده و به عنوان دروس اجباری همه قرار گرفته است، ریشه در شرایط پیشین انقلاب فرهنگی دارد. در پاسخ به سوال نوع رابطه بین دین و علم، ایمان و تفکر، تخصص و تعهد، و امروز و دیروز دروس متعددی چون تاریخ تفکر اجتماعی در اسلام، اندیشه اجتماعی متفکران مسلمان، اجتماعیات در اسلام، خانواده در اسلام، زن در اسلام و انسان در اسلام در برنامه آموزشی علوم اجتماعی دوره های کارشناسی، کارشناسی ارشد قرار داده شد و برای همه دانشجویان فراگیری آن اجباری گردید.
در زمان تهیه برنامه های علوم اجتماعی، با محوریت دکتر غلامعباس توسلی اصلی ترین جامعه شناسی که بعد از انقلاب اسلامی در این رشته باقی ماند و در سامان دادن این حوزه زحمات بسیاری کشید، با توجه به علائق و دانش به تعریف این دروس اقدام کرد. بدین لحاظ است که ایشان متاثر از شرایط پیش از انقلاب و ضرورت طرح تفکر اجتماعی در اسلام و تفکر اجتماعی متفکران مسلمان دروس متعددی را در برنامه آموزشی گنجاندند.
سرفصل این دروس چه می باشند؟ با مراجعه به کتابی که به همین نام از طرف ستاد انقلاب فرهنگی تهیه شده بود، عناوین بدست می آید. به طور کلی، عناوین بدین شرحند: تفکر چیست؟ سابقه تفکر اجتماعی در میان مسلمین، اصول و مبانی اندیشه اجتماعی در متون اسلامی، آراء و نظریات متفکران مسلمانی چون فارابی، ابن سینا، خواجه نظام الملک، یعقوبی، مسعودی،طبری، ابن فضلان،ابن بطوطه، خواجه نظام الملک، بیرونی، ابن خلدون، شریعتی، مطهری . در مقطع کارشناشی ارشد دو درس سه واحدی به نام ”اندیشه اجتماعی در اسلام“ مطرح و با وجود عناوین پیشنهادی به انتخاب اساتید و مدرسان محتوای آموزشی سامان داده می شد. ولی محوری ترین بحث ها در این مقطع در باره ابن خلدون، مطهری و شریعتی بوده است.
مدرسان این درس چه کسانی بوده اند؟ به میزانی که ذهنم یاری می دهد مدرسان این دروس در دانشگاههای متعدد کشور عبارتند می باشند از: آموزش دهندگان: دانشگاه علامه طباطبائی دکتر یوسفیان و سپس دکتر موحدی و دکتر طالبی؛ دانشگاه شهید بهشتی، دکتر مجدالدین؛ دانشگاه همدان دکتر قائمی؛ دانشگاه تهران دکتر تقی زاده، دکتر توسلی، دکتر طبییبی، دکتر جمشیدها، دکتر آزاد، دکتر شریعتی؛ حوزه آقایان رجبی،میرسپاه، تقی زاده
در دانشگاه الزهراء خانم دکتر مهدیزاده و دکتر قانعی راد؛ دانشگاه گیلان، موسوی و محمدی؛ دانشگاه بابلسر دکتر رضائی؛ دانشگاه شیراز دکتر زاهدی؛ و دانشگاه آزاد دکتر ثقفی و بسیاری که از نام و فعالیت شان خبری در دست نیست.
چه منابعی برای تدریس استفاده می شده است؟ منابع اصلی عبارتند می باشند از: جامعه و تاریخ استاد مطهری، بعضی از کتابهای دکتر شریعتی، اندیشه اجتماعی در اسلام تقی زاده، اندیشه اجتماعی اسلامی تقی آزادارمکی، تاریخ تفکر اجتماعی در اسلام به واسطه دفتر همکاری حوزه و دانشگاه و سازمان سمت، اندیشه اجتماعی بارنز وبکر، مقدمه ابن خلدون و جزوات متعدد.
خیلی خبری از نظر اساتیدی که این دروس را تدریس کرده اند، وجود ندارد. زیرا تا کنون کمتر تلاش شده است تا اساتید این دروس برای تصمیم گیری در این زمینه جمع شوند. زیرا احساس می کنند حضورشان نتواند نقش مناسبی در سر و سامان دادن به مشکلات موجود در این حوزه باشد. اما به نظر می اید همکاران محترم می بایستی برای رفع مشکلات و ارتقاء دادن به درس و مباحث جلسات مستمری تشکیل بدهند و تصمیم گیری در این مورد را یکبار دیگر به نیروی خارج از دانشگاه نسپارند.
دانشجویان جه می گویند؟ از دانشجویان عزیز از طریق که خواننده این متن هستند درخواست می شود تا در مورد محتوای دروس، شیوه تدریس اساتید، منابع، تناسب با کل رشته و مسائل دیگری که مرتبط با این دروس می باشد، اظهار نظر کنند.
برای بهبود این حوزه چه باید کرد؟ برای دست یابی به برنامه ای با ضعف های کمتر، گام های چندی باید پیموده شود: (۱) اجتماع مدرسان و اساتید این دروس تشیکل شود، (۲) نظرات اساتید و دانشجویان به طور تفصیلی با دیدگاه اصلاحی جمع آوری شود، (۳) گروهی متعهد تهیه منابع مناسب برای این دروس باشند، (۴) در مقطع کارشناسی ارشد، گرایشی جدید تحت عنوان ”اندیشه اجتماعی متفکران مسلمان“ طراحی شود. (۵) مطالعه و تحقیق در این زمینه در هر دانشگاهی که دارای رشته علوم اجتماعی است سامان یابد. به عنوان مثال، موسسه مطالعات و تحقیقات در دانشکده علوم اجتماعی می تواند به تاسیس بخشی به این نام اقدام کرده و طرحهایی برای مطالعه و تحقیق بیشتر با همکاری حوزه ارائه دهند. و (۶) از همه مهمتر هدف و جهت اصلی این نوع کار و تلاش معین شود: اسلامی کردن دانشگاهها، علوم اجتماعی اسلامی یا هویت یابی. کدام یک؟ به نظر می اید، هدف اصلی می تواند دست یابی به هویت اسلامی و ایرانی با نگاهی تاریخی تمدنی باشد.
پیشنهاد دوره آموزشی جدید
به لحاظ اینکه این نوع از دروس می توانند نتایج متعددی برای فرهنگ و جامعه اسلامی در پی داشته باشند، به جای پراکنده گویی و افزایش تعارض بین حوزه دین و علم، ایران امروز و ایران گذشته، فهم سیاسی و ایدئولوژی از شرایط و دریافت تمدنی، بهتر است دوره – گرایش- خاص متفکران مسلمان در مقطع کارشناسی ارشد با محتوای زیر طراحی شود. بعضی از اصلی ترین عناصر این طرح در ادامه ارائه می شود: (۱) گرایش می بایستی بین رشته ای در نظر گرفته شود: رسته های اقتصاد، تاریخ، تمدن، فرهنگ، جامعه شناسی، مردم شناسی، ادبیات، و الهیات مرتبط ترین می باشند. (۲) هدف اصلی محقق شدن بحث و گفتگوی علمی در این زمینه است. از تاکید بر اینکه این گرایش می تواند ما را به علوم اجتماعی خاصی- اسلامی – برساند اجتناب شود. البته وجه انتقادی این گرایش به کلیت علوم اجتماعی می تواند منشا گفتگوهای انتقادی درون رشته های علوم اجتماعی در دانشگاه شود. (۳) درس های اصلی می توانند به شرح زیر باشند: اندیشه اجتماعی در قرآن (۲ واحد)، اندیشه اجتماعی در نهج البلاغه (۲ واحد)، تحولات اجتماعی عمده در جهان اسلام و ایران (۲ واحد)، جریان های فکری اندیشه ای عمده در تاریخ (۲ واحد)، جریان های فکری و اندیشه ای در جهان اسلام در دوره معاصر (۲ واحد) ، اندیشه اجتماعی فارابی، ابن سینا و خواجه نظام الملک (۳ واحد)، تاریخ و اندیشه اجتماعی (۲ واحد)، ادبیات و اندیشه اجتماعی (۳ واحد)، اندیشه ابن خلدون (۲ واحد)، متفکران اسلامی در دوره معاصر (۳ واحد)، جامعه شناسی و جامعه شناسی اسلامی (۳ واحد) و سمینار مطالعات اسلامی در جهان (۲ واحد). رساله دانشجویان می تواند با پیشنهاد دانشجو (۴ واحد).
تذکر
امید است کسانی که دغدغه جامعه شناسی اسلامی پیدا کرده اند به جای هیاهو و حذف و تکفیر و تهدید و پرونده سازی کمی به فکر علم و دانش باشند و با تاسیس گرایش هایی در این زمینه شرایط شکل گیری تفکر انتقادی، مطالعات مقایسه ای، و مطالعات تاریخی در علوم اجتماعی را فراهم سازند. البته تا کنون که فرصت سوزی کرده و بیشتر نزاع ساز شده اند تا فکر ساز. هر چند که داعیه اسلامی سازی داشته اند. ولی هنوز هم فرصت کمی باقی است…



Recent Comments