جامعه ایرانی (۱۶)
دستهبندی نشده ۲ دیدگاه »دولت دهاتی : قسمت چهارم
در این یادداشتاز میان مجموعه ویزگی ها و مشخصات مطرح شده در مورد دولت غیر مدرن به سه ویزگی مهم اشاره می شود. زیرا این سه ویزگی را همه مردم ایرانی در مورد ان اجماع داشته و انرا می شناسند. بدین لحاظ نیاز به بحث و بررسی تفصیلی نیست. ذکر انها بیشتر برای یاداوری و در ضمن ثبت برای عبرت اموزی دولتهای بعدی در ایران است. زیرا دولت در ایران امری تمام نشدنی است. دولتها در ایران اصلی ترین کانون نظر و عمل و وقایع هستند. اصحاب علوم اجتماعی نیز نمی توانند در ایران زیست کنند بدون اینکه در این زمینه تاملی نکنند. همانطور که مردم ایران نیز نمی توانند بدون ذکر و اعتراض و دفاع و جانبداری و مخالفت با دولتهایشان زندگی کنند. به عبارتی زندگی انسان ایرانی درگیر و ملازم با داوری در مورد دولتهایش می باشد. در ادامه به سه ویزگی اصلی دولت دهاتی -دولت غیر مدرن – در ایران اشاره می شود. امید است که دولت موجود در ایران شاهد و مثال ان نباشد و دولتهای دیگر که حتما دولتهای همسایه ایران هستند که تا کنون شانس مدرن شدن را نداشته اند – یا اینکه هنوز فرصت انقلاب کردن را پیدا نکرده اند – از مصادیق ان باشند.
۱- اصلی ترین ویزگی دولت دهاتی و غیر مدرن ضدیت با دموکراسی و قواعد و اصول حاکم بر ان است. اصل در دولت و جامعه و فرهنگی که حتی به ظاهر خود رادموکراتیک می خواند به طور دقیق به سخن رقیب گوش کردن و پاسخ دقیق و مستند و معتبر دادن است. این سوال اصلی قابل طرح است که “ کدام دولت در منطه ای که در ان زندگی می کنیم نسبت به رقیب این نوع کار را دنبال می کند که بشود انرا از شواهد دولت مدرن دانست؟” ایا دولت در ایران در حال حاضر اصلا به نگاه رقیب خودی اصلا گوش می دهد؟ اگر دولتی که در دوره معاصر زیست می کند برای خود رقیبی دوست و همراه به رسمیت نشناسد به هر چه که متکی باشد به استبداد و فاشیسم خواهد انجامید. برای ماندن تمرین گوش کردن سخن رقیب همراه و ایجاد اعتدال ضروری است. اصلی که همه با ان زیست می کنند حکایت از ایجاد اعتدال و به رسمیت شناختن دیگری برای ماندن است. به عبارتی، اگر کسی و گروهی و دولتی قصد ماندن و ادامه حیات دارد می بایستی با اعتدال عمل کند. باید دیگری را به رسمیت بشناسد. اگر دیگری را به رسمیت شناخت دیگر از بنیادگرایی دست خواهد کشید و مانند همه خواهد شد. به زودی دوره دهاتی بودن و بی توجهی به دیگری را کنار خواهد گذاشت و همراه با رقیب عمل خواهد کرد. در صورت باقی ماندن بر موضع اولیه و دشمنی با رقیب که دشمنی با همه شناخته خواهد شد، ادامه حیات برای ان ممکن نخواهد شد. از طرف دیگر، شواهد نشان از امری دیگر می دهد: این نوع دولتها حتما از دیگری سخن می شوند اما این دیگری حتما خودی نخواهد بود. می تواند به شکل خودی باشد ولی منافع دشمن را دنبال کند.
گروه و دولت و حزب و افرادی که بدون توجه به دیگری خودی یعنی رقیب سیاسی و حزبی گوش نمی دهد، بر خلاف تصور ماندگاری دائمی به فروپاشی خود کمک می کند. چرا؟ زیرا این نوع فهم در مورد دولت و سیاست و مردم و فرهنگ نشان از وجود فلسفه اجتماعی غیر مدرن است. حکایت از عدم توجه به جامعه ای است که در ان گوناگونی وجود ندارد. اشکال اصلی در فهمی است که نسبت به جامعه وجود دارد. اگر همه جامعه را از یک گروه و یک حزب و سیاست و فرهنگ متشکل شده ندانند، دیگری که در مناسبات رقابتی و مشارکتی دموکراتیک خودی شده و با انها زیست می کند و سرنوشت مشترک دارد رابه رسمیت شناخته و نقد ها و اعتراض های انها را پاسخ می دهند. این نوع مقاومت و برخورد را در مورد نگاهی که اقتصاددانان ایرانی در مورد نحوه عملکرد دولت در حوزه اقتصادی ارائه شد شاهد بودیم. یکبار دیگر نوع عکس العملی که در مقابل اعتراض فرهنگیان و دانشگاهیان کشور در مورد عملکرد حوزه فرهنگ و علم و فناوری ارائه شد را نیز شاهد بودیم. در نتیجه برای ارزیابی در عملکرد و رفتار دولت غیر مدرن -دولت دهاتی – نیاز نداریم راه دور برویم و از تاریخ ایران مثلا دولت زندیه را نشان دهیم. البته دولت زندیه دولت مردمی و اهل مدارا بود. درهر صورت دولت زندیه با پیشینه قبایلی اش تا حدود زیادی مثال خوبی برای دولت دهاتی است. به اطرافمان که نگاه کنیم این معنی بدست می اید. نمایندگان دولت بدون توجه به داوری رقیب به میدان زده و در نهایت خسته و افسرده به حذف همراهان اقدام می کنند. این نوع عمل دولت را می توان شبیه کاری که نادر شاه افشار دنبال کرد دید. دولت نادر شاه افشار با انرزی و توان هر چه تمامتر به قلب دشمن زد ولی چون بی حساب اینکار را کرد مجبور شد به قلب سپاه خودی بزند و در اولین حمله فرزند خود را کور و نابینا کند و در ادامه به دلیل افسردگی و پریشانی به همراهان مشکوک شده و تک تک انها را قربانی کند که در نتیجه به قربانی کردن خود او انجامید و سرنوشت یکی از بهترین تلاش های ملی در ایران که می توانست بعد از فروپاشی دولت صفویه ایران یکبار دیگر به اقتدار قبلی برگشته و از نابسامانی نجات یابد بی نظمی و کشت و کشتار بعد از کشته شدن نادر شاه شد. این نتیجه عمل دولت و گروهی است که برای رقیب دوست نقشی قایل نمی شود و فقط به خود فکر می کند. نیتجه عمل این نوع دولت چیزی به جز نابودی خود و همراهان نیست. عجیب نیست. عجیب است. زیرا دموکراسی که برای ماندگاری غربی ها ساخته نشده است. اتفاقا برای ماندگاری همه افراد و گروهها و دولتهای عاقل ساخته شده است. دموکراسی بیشتر یک روش است یا فلسفه زندگی. می توان مسلمان ماند و مسلمان بود و معتقد ماند و متعهد باقی ماند و از تعهد و اسلام و اخلاق و پاکیزگی دفاع کرد و دموکراتیک عمل کرد. بر اساس ابزار مدرن زندگی کرد و مردم را هم به این راه خواند و سرمایه ها را از بین نبرد.
۲- ویزگی دوم ضدیت دولت غیر مدرن – دولت دهاتی – با بوروکراسی است. یکی از صفات و مشخصات دولت مدرن بورکراسی و نظام اداری با قاعده و قانون است. بوروکراسی که به ثبت و ضبظ امور اقدام کرده و منبع درست برای داوری و قضاوت از یک طرف و کارشناسان و متخصصان اماده برای مشاوره در امور را برای دولتها فراهم می کند. این که گفته میشود دولت ایران در طول صد سال گذشته در جهت مدرن شدن اقدام کرده اند – هرچند ناقص – به دلیل پذیرش بوروکراسی بوده است. همه امور را از ید یک نفر یا گروه خاص خارج کردن و به نظام اداری دادن. این را همه کسانی که کمی کتاب خوانده باشند می دانند که بروکراسی دارای افاتی چند هم هست. ممکن است کار را از دست افراد خارج کرده و به طور اتوماتیک به تصمیم برساند . به عبارت دیگر، نوعی بیگانگی اجتماعی و انسانی را در پی داشته باشد. البته این هزینه سودمندی و کارایی است. اگر قرار است که امور با قاعده و قانون پیش برود، انتظار نوعی از جدایی انسانی از کار و نظام را هم باید داشت. من که در بوروکراسی که درایران نیاز داریم بیگانگی نمی شناختم که این همه نسبت به ان دشمنی شد. دشمنی نسبت به بوروکراسی از زمانی درایران شروع شد که کار ها درست انجام نشد. سازمانی ساخته شد ولی افراد تصمیم گرفتند. اگر تصمیم را به کارشناسان واگذار می کردند نیاز به ضدیت با سازمانها وجود نداشت. در هر صورت. یکی از صفات اصلی دولتهایی که قصد ماندن در گذشته را دارند ضدیت با بوروکراسی و نظام کارشناسی و داوری است. اینکاری است که در ایران معاصر در حال انجام می باشد. نه تنها در سطح کلان این اتفاق می افتد . در سطوح خرد - مثلا گروههای حرفه ای و اموزشی نیز بدون نظر دیگران -منظورم متخصصان – کارها به پیش می رود. البته برای ظاهر سازی هم که شده عده ای صورت جلسات را امضاء می کنند. امضاء هست . ولی امضاء کارشناسان و افراد دارای نظر و دیدگاه و تخصص وجود ندارد.
۳- سومین ویزگی بی اعتنایی به جهت حرکت جامعه است. انتظار این است که جامعه از این نوع افراد و گروهها – دولت دهاتی - تبعیت کند تا اینکه دولتها و گروههای صاحب قدرت به نظر و جهت جامعه توجه کرده و امور را بر اساس نیازهای موجود سامان دهند. این است که نتیجه تلاش کسانی که سعی کرده اند تا شکاف های ایجاد شده بین جامعه و دولت را کاهش دهند از بین می رود. با این نگاه است که جامعه راهی دیگر در پیش گرفته و دولت هم راهی دیگر. دو کار و دو ساختار و دو نظام و دو نوع افراد و دو فرهنگ و دو نوع حکومت. اولی از مردم به واسطه مردم و دومی از مردم و برای گروه خاص است. هر دو کار می کنند. هر دو نیرو دارند و تلاش می کنند و سرمایه گذاری می کنند. ولی جهت های انها متضاد است. التبه در بعضی از شرایط و موقعیت ها این دو جریان به هم وصل می شوند و این وصل شدن منشا سوء تفاهم است.
من در یک داوری اجتماعی سه صفت و اصل فوق را مرتبط با هم می دانم. دولت و حزیی که بوروکراسی را به رسمیت نمی شناسد، باور به دموکراسی ندارد. گروهی که دموکراسی را به رسمیت نمی شناسد، بوروکراسی را معتقد نیست. گروهی که باور به دموکراسی و بوروکراسی ندارد، ضمن اینکه درکی از جامعه ندارد باور به جامعه مدرن با وجود گروههای متفاوت ندارد. جامعه ای که به ان فکر می کند بسیار ساده و همشکل و قابل دست یافتنی و قابل دستکاری است. این جامعه در هیچ جای دنیا یافت نمی شود. این سه صفت و ویزگی با یکدیگر فلسفه اجتماعی و سیاسی را می سازند که در ان ضمن مهم بودن ساختارها و نهاد های اجتماعی و گروهها و افراد دارای تخصص، بر نقش رهبران و فرهنگ ها و دیدگاهها نیز توجه شده و تنوع و تکثر در ان وجود دارد. ضمن اینکه عناصر این جامعه از یکدیگر متمایز و متفاوتند می باشند و در بعضی از شرایط با یکدیگر مخالف و متعترض در کلیت با هم زیست جمعی دارند و توافقی عمل می کنند. تعارض و پیوستگی توامان نشان از تکثر و تنوع و الزام به اصول و مبانی مشترک است. سختی مدیریت این جامعه از طریق وجود دموکراسی و بوروکراسی و گوناگونی – یعنی رقیب – ممکن است. اگر دولتی و گروهی در جامعه ایرانی باور به رقیب ندارد، عمل و رفتار او نشان از دهاتی بودن و غیر مدرن بودنش است.
امید است دولت امروز در ایران مصداق تعابیر ارائه شده نباشد و دولتهای همسایه ایران باشند. این موجب خوشحالی خواهد بود اگر این طور باشد. خصوصا سرنوشتی که دولتی چون دولت افشاریه دچار شد تکرار نشود.



Recent Comments