انتخابات ریاست جمهوری در ایران (۱۱)
دستهبندی نشده ۱ دیدگاه »بداخلاقی، بهم ریختگی ساختاری و ضرورت مهندس موسوی ۳
AND
مرگ روستا و زندگی روستایی
دولت نهم یکی از دولتهای مهم و پر حادثه و پر مسئله در ایران بعد از انقلاب می باشد. خداوند به ما این شانس را داد تا شاهد ظهور دولتی ارزشی و عدالت گرا و روستا برو باشیم. این دولت برای ما جامعه شناسان تجربه بسیار خوبی به ارمغان آورده است. اصلی ترین کاری که این دولت خواسته و ناخواسته انجام داده است و برای ما اصحاب علوم اجتماعی و جامعه شناسی بسیار مفید می باشد اعلام “مرگ روستاها و زندگی روستایی” است. این کاری است که دولت نهم در ایران انجام داده است. از قدیم در ادبیات علوم سیاسی و اجتماعی بزرگان مدعی شده بودند که مدرنیته لجام گسیخته به ویرانی زندگی روستایی کمک می کند. نتیجه این مداخله گری توسعه نظام شهری و حاشیه نشینی و بحرانهای متعدد اجتماعی می شود. بزرگان علوم اجتماعی و سیاسی در جهان و ایران در طول دوره جدید بارها از خطراتی که فروپاشی روستاها و انتقال جمعیت ان به مناطق حاشیه شهرها ناشی می شود، سخن گفته اند. دست کاری عمدی و غیرعمدی در نظام روستایی کشور که به دست کاری در نظام شهری می انجامد، منشا بروز حوادث و وقایع مهم می باشد.
در ایران این نوع دست کاری چندین بار صورت گرفته است. اولین بار به طور سنتی با حرکت ایلات و عشایر و روستانشینان به شهرها در اثر تغییر دولتها صورت گرفته است. افول یک دولت که با شکل گیری دولت جدید همراه بوده است، از طریق جابجایی حجم بسیار زیاد جمعیتی ایلی و روستایی در ایران به وقوع می پیوسته است. به دلیل اینکه حرکت به شهرها همراه با بازگشت به روستاها و ایلات بوده است و جایی دیگر برای انتقال جمعیت سرریز شده از دولت در حال شکل گیری یا دولت فروپاشی شده از قبیل جهان غربی یا شهرهای بزرگ جدا افتاده از دولتها وجود نداشته است، تغییرات عمده و ویرانگری در نظام روستایی کشور ایران به وقوع نپیوسته است. از زمان سامان یافتن نظام مدرن ایرانی – به هر شکل و هر تعبیری که از ان می شود – دولتهای متمرکز سعی کردند که سیاست یکسان سازی جامعه و فرهنگ و سیاست و زندگی و خلقیات و ارزشها و باورها را دنبال کنند، دست کاری در نظام اجتماعی روستایی هدف قرار گرفت. زیرا مدعیان این نوع سیاست گذاری در شهرها زندگی می کردند و خطر را از روستاها می دیدند. رضا شاه اولین کسی است که دخالت در روستاها و نظام ایلیاتی را در دستور کارش قرار داد. هر جا که می رسید سخن از توسعه شهری و روستایی به زبان رضاشاهی می شد. در مرکز – تهران- هم مدعیان این نوع توسعه ازطریق لوایح و قوانین سیاست یکسان سازی را دنبال می کردند. حرکت رضا شاه به دلایل متعدد ناتمام ماند و دنبال کردن ان به عهده محمدرضا شاه و همراهانش واگذار شد. محمدرضا شاه در یک برنامه فراگیر سیاست اصلاحات ارضی را در دستور کار قرار داد و یکی از هولناک ترین ضربات را بر پیکر جامعه روستایی وارد کرد. او با حساب و کتاب به ویرانی روستاها کمک کرد و حاصل ان شکل گیری شهرهای بی سنت و حاشیه نشینی بدون قاعده و قانون شد. از این زمان به بعد مسئله مهاجرت و حاشیه نشینی و مسائل ناشی از آنها در سطح ملی و جهانی نسبت به جامعه ایرانی مطرح و درد سر ساز شد که شد. آنقدر اثرات این پدیده فراگیر بود که اقدامات انقلابیون بعد از انقلاب اسلامی را نیز تحت تاثیر قرار داد.
از نتایج دیگری که این جابجایی در ایران به جا گذاشت شکل گیری تعارض زندگی و اندیشه و سیاست و اقتصاد روستایی و شهری و روستائی ها و شهری ها شد. این نگاه و داوری در همه سطوح جامعه ایرانی سرایت کرد و به یکی از گفتمان اصلی در میان روشنفکران و سیاستمداران و روحانیون و مدیران گردید. ادبیات روستایی و فرهنگ روستایی و فهم روستایی در مقابل با ادبیات شهری شکل گرفت و دعوای روستایی و شهری اساس کار شد. گروههای سیاسی و فکری نیز خواسته یا ناخواسته بر این موج سوار شده و با سردادن شعار نجات روستا و شهر به میدان امده و کسب قدرت کردند. ماجرای مدرن کردن جامعه ایرانی به شکلی دچار اختلال شد و مسئله سامان دادن روستاها و شهرها محور قرار گرفت. عده ای در دفاع از شهرها و عده ای در دفاع از روستاها به جان هم افتادند و سرنوشت حوزه اجتماعی و سیاسی و فرهنگی کشور این شد که می بینیم.
دولت نهم یکی از شاهکارهای به یاد ماندنی در استفاده مطلوب از این تعارض و تضاد می باشد. دولتی که شعارهای روستاگرایانه در شهرها سر داده و خدمات روستایی برای همه مردم ارائه می دهد. سفرهای استانی که بیشتر سفرهای روستایی است، با این ادبیات دنبال می شود. به همه جا رفتن و با فقر و نداری و ویرانی و خرابی روستاها آشنا شدن یکی از دیگر نتایج این سفرها می باشد. این معنی را می توان از حجم انبوه نامه و درخواست برای اباد کردن روستا و قنات و دره و جاده و توسعه روستایی دید. همه گدا شده و درخواست کمک تقدیم می کنند. این همه ندار هیچ وقت در ایران پیدا نشده بود. به عنوان مثال اگر شهری دارای جمعیتی حدود ۲۸۰۰۰۰ نفر است تعداد نامه ها و درخواستهای ارسالی و ثبت شده بیش از این تعداد است. عجب ملتی که یکباره ندر شده و از رئیس دولت درخواست کمک می کنند. آیا در این شهر حتی یک نفر – با ملاحظه مسائل آماری !!!- نبوده است که ندار نباشد و یک شبه گدا و بدبخت و بیچاره نشده باشد. عجب حادثه ای در جامعه شهری و روستایی ایران بوده است که دیگر دولتها از فهم ان قاصر بوده اند. چرا جامعه شناسان روستا رفته این معنی را درک نکرده اند؟ چرا مردم روستاها و شهرها خودشان این معنی – گدا شدن – را نمی دانستند؟ چرا این همه نداری وجود داشت و مهاجرت هم بود؟ چرا با وجود اینکه اینهمه دولت محترم نهم به روستاها کمک کرده است، ولی بر تعداد مهاجران از روستا به شهرها اضافه شده است؟ چرا اینهمه بدبختی و بیچاره گی واینهمه تلاش و کار دولت نهم و این همه مهاجرت با هم صورت می گیرد؟
حاصل کار سیاست های دولت نهم چیزی به جز افزایش تعارض روستا و شهر، روستانشین و شهرنشین، و نادیده گرفتن حرکت توسعه ای جامعه نبوده است. اگر خیلی مغرض نباشیم و بی انصافی نکنیم و نخواهیم زحماتی که دولت نهم در سفرهای استانی متحمل می شوند و ضمن دیدار با مردم به افتتاح پروزه هایی اقدام می کنند که بخشداران و فرمانداران می توانستند انجام دهند و … نادیده نگیریم، به یک نتیجه عمده می رسیم و ان سهم و نقشی که دولت نهم در فروپاشی روستاهای ایران دارد، است. این دولت عزیز با کارهای بزرگ و صادقانه همراه با زحمات شبانه روزی شان کمک کرده اند که مقدمات مرگ قطعی روستاها و زندگی روستانشینی در ایران فراهم شده و در آینده نه چندان دور از روستا و روستانشینی اثری و خبری نباشد و همه مردم هر جا که هستند شهری باشند و شهری زندگی کنند. در نتیجه بهتر است به جای نقد سفرهای استانی -روستایی دولت نهم به دفاع از آن برخاسته و به انتظار اعلام پایان یافتن حیات روستایی در ایران باشیم. این کار کمی نیست. کاری که در دوره پهلوی اول و دوم با همه زحمات و برنامه های تهیه شده ناتمام ماند و برای همه به جز درد و غم و افسردگی در پی نداشت، در دولت نهم ان هم در طول چهار سال تحقق می یابد.
دولت نهم خسته نباشی. کارت بسیار خوبست. کار شروع شده را ادامه بده و جایی و امکانی را برای دیگران باقی نگذار. به همین دلیل و سیاق است که دولت بعدی هر که باشد – مطلوب دولت مهندس موسوی است- دیگر نیازی به برنامه ریزی توسعه روستایی ندارد. بیشترین کارش برنامه ریزی در اسکان روستایی در صف حضور در شهرها خواهد بود. دولت آتی هم با اسکان خواهد رفت و دولتهای بعدی در ایران بهتر خواهند توانست با شهرهای تازه رسیده نشست و برخاست کرده و بحرانها و آشوب های شهری را مدیریت و مقابله و همراهی کنند. جالب خواهد بود. اگر عمری بود این نوشته را یکبار دیگر در آن زمان مرور خواهیم کرد و به داوری خواهیم پرداخت که تا چه حد نتوانسته ایم بحرانها و آشوبهای در حال وقوع را پیش بنینی کنیم.
حضور مهندس موسوی شاید بتواند از دور تند فروپاشی روستاها و زندگی روستانشینی جلوگیری کند. اگر این دولت تشکیل شد و تغییر در سیاست توسعه ای به وقوع پیوست ان وقت خواهیم توانست در مدت طولانی تری مرگ روستا و روستانشنیی را شاهد باشیم. مرگی آرام تر و بدون شوک و فشار. مرگی زماندارتر و با حوادث حاشیه ای کمتر. مرگی که از سر اختیار و دوستانه خواهد بود تا از سر اجبار و حیله گرانه.



Recent Comments