ایران امروز (۲۰)
دستهبندی نشده بدون دیدگاه »شرایط بحرانی ایران امروز در شرایط بحرانی قرار دارد. موقعیت و شرایط بحرانی ایران هنوز نتوانسته است اثراتش را در حوزه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی به طور کامل نشان دهد. در این زمینه عوامل بسیاری دخیل هستند. به نظر می آید بیش از اینکه غریبه ها در ایجاد شرایط بحرانی نقش داشته باشند – هر چند که غریبه ها به دلیل غریبه بودنشان همیشه در ایجاد مشکل آماده می باشند – خودی ها در ایجاد شرایط بحرانی نقش دارند. سامان دادن شرایط موجود یعنی گذر از شرایط بحرانی به شرایط عادی کاری بس سخت و تا حدودی مهلک است. اگر دوره انتقال به خوبی صورت نگیرد احتمال مرگ و انحطاط هم هست. البته به دلیل اینکه وارد شدن به شرایط بحرانی که احتمال مرگ وجود دارد، نمی تواند عاملی در عدم مداخله درست و سامان دهی اوضاع و احوال باشد. برای فهم دقیق تر این وضعیت و ریشه های اصلی شکل گیری شرایط بحرانی از یک تمثیل استفاده می شود. بیماری اجتماعی جامعه ایرانی – شرایط بحرانی – مانند بیماری شخص بیماری است که درد و ناراحتی می کشد و قدرت و اراده مراجعه به دکتر را از دست داده است. فرد بیمار با وجود اینکه درد و احساس درد در کلام و رفتار دارد ،هنوز اقدامی برای علاج صورت نداده است. اینکه چرا با وجود بیماری و مشکلات ظاهر شده اقدامی صورت نمی گیرد، دلایلی بسیار وجود دارد. یکی از اصلی ترین دلایل این عدم اقدام به اقدام برای ایجاد بیماری و وارد شدن به این مهلکه است. بیماری که امروز از شدت بیماری داد و فغان راه انداخته و همه اعضای خانواده را مجرم و مقصر معرفی می کند، شبانه اقدام به خودکشی کرده است. فرد بیمار در یک تصمیم عجولانه اقدام عجیبی کرده است: او سم خورده است. در این صورت علت اصلی بیماری بیمار به سم خوردن اختیاری از روی عجله و احساس بر می گردد. فرد بیمار نمی خواهد علت اصی بیماری اش را اعلام کند. در این صورت بهتر می بیند که به سراغ پزشک نرود. زیرا در موقع مراجعه به پزشک می بایستی از رازی که از بیان کردن ان اجتناب می کرد، پرده برداری کند. یکی از علل اصلی عدم مراجعه بیمار به پزشک مقصر بودن خود بیمار در ایجاد بیماری است. مشکلی که بیمار ما در این شرایط دچار شده است تنها به این حد خلاصه نمی شود. علت دیگری که مهمتر از مشکل اول است وجود دارد. دلیل دیگر عدم اعتماد بیمار به پزشک است. به لحاظ شرایط خاص جامعه ای که بیمار در ان زیست می کند، متفاوت از دیگر جوامع است. در این جامعه همه افراد به شکلی با یکدیگر رابطه فامیلی و دوستی دارند. پزشک این جامعه با همه اعضای جامعه آشنایی دارد. او فردی محترم است و سعی می کند تجربه هایی که بدست می اورد را با دیگران در میان بگذارد. در نتیجه یافته های پزشک عموما بخشی از تجربه مردم می شود. از طرف دیگر، به لحاظ اینکه اعضای خانواده پزشک بیمار را می شناسند اطلاعات جنبه عام پیدا خواهد کرد. این دو دلیل اصلی عدم مراجعه بیمار به پزشک است. وضعیت بحرانی جامعه ایرانی و عدم اقدام جدی برای ساماندهی این شرایط دقیقا مانند شرایط بیماری بیماری است که به ان در فوق اشاره شد. کسانی که در موضع مدیریت کشور هستند هم خود عامل شرایط بحرانی هستند و هم اعتمادی به متخصصانی که توانایی مدیریت شرایط بحرانی را دارند، ندارند. در نتیجه شرایط بحرانی ماندگار شده و می تواند منشا حوادث جدید شود. ترس از اینکه متخصصانی که توانایی مدیریت بحران را دارند و راز اصلی ایجاد مشکل نیز فاش خواهد شد، زمینه و شرایط تبدیل بحران به حادثه ای بزرگ تر که انرا امروز می توان تحت عنوان “فقدان مشروعیت” نامید، می شود. امروز این تبدیل شرایط را “بحران مشروعیت” می خوانیم. ولی معلوم نیست وضعیت بعدی، گام بعدی ، شرایط بحرانی و بحران مشروعیت چه باشد و چه عنوانی برای ان انتخاب شود. بهتر نیست برای وارد نشدن به شرایط بعد از شرایط بحرانی که بحران مشروعیت است، کاری صورت گیرد؟ آیا به دلیل اینکه متخصصان این حوزه و عرصه مورد اعتماد مدیران نیستند، می بایستی اصل مناسبات اجتماعی دچار فروپاشی شود؟ بهتر نیست در این شرایط بحرانی کاری جدی صورت گیرد؟ آیا بهتر نیست به جای سکوت و فشار بر رقیب و نابود کردن همه کسانی که دشمن به جای رقیب معرفی شده اند، به نظرات همین پزشکانی که احتمالا در مرحله اول افشاگری خواهند کرد ولی در مرحله بعدی مسئولانه برای رفع مشکل و تبدیل شرایط بحرانی به شرایط طبیعی اقدام خواهند کرد، روی خوشی داشته و اقدامی در اعتمادسازی صورت گیرد؟



Recent Comments