بازنگری علوم انسانی و اجتماعی (۱)

دسته‌بندی نشده بدون دیدگاه »

   

   اینکه در علوم انسانی و هر علمی و در هر امری و حوزه ای در ایران باید بازنگری مستمر صورت گیرد، کسی نمی بایستی اشکالی داشته باشد. اینکه علوم انسانی از مجموعه فعالیت ها و کنش های جاری در جامعه ایرانی متمایز می شود، جای بحث و گفتگوی بیشتری است. بر اساس تجربه قبلی  که بیشتر اصحاب علوم انسانی و اجتماعی با توجه به انقلاب فرهنگی  پیدا کرده اند، مدعی اند که مشکل بیش از اینکه در علوم انسانی و اجتماعی باشد در خارج از این حوزه ها می باشد. این فهم ریشه در تجربه نسلی علاقه مندان به جامعه و انقلاب و اسلام در آمده از انقلاب اسلامی و ایده های حضرت امام (ره) دارد. این گروه بیشتر سعی کردند تا در جریان بازنگری علوم انسانی مشارکت فعال داشته و آینده ای بهتر برای جامعه و فرهنگ و علوم انسانی بسازند. حداقل بسیاری از افراد این نسل به عنوان کنشگر وارد این معرکه شده و به جایی رسیده اند که امروز شاهد آن هستیم.

  قبل از هر نوع اقدامی می بایستی سوالات و شبهات موجود در این زمینه را مطرح کرد و از میان همه شبهات و اشکالات و ابهام ها،‏ اصلی ترین و واقعی ترین آنها را بیان کرد. کدامیک از سوالات زیر محور مناقشه های موجود می باشند:

۱ – آیا واقعا اصحاب علوم انسانی در ایران منشا بد اخلاقی و رفتارهای غیر مدنی هستند؟

۲ – آیا محصولات علوم انسانی اعم از استاد، دانشجو، تحقیق، داوری، و قضاوت های اجتماعی و سیاسی در مقایسه با محصولات حوزه ها و رشته های دیگری چون علوم فنی و مهندسی و پزشکی  و دینی و حوزه ای در مسیر حرکت جامعه اختلال افرین بوده است؟

۳ - آیا تناسب کمتری بین آنچه که در حوزه علوم انسانی در دانشگاههای کشور صورت می گیرد با آنچه که در حوزههای علمیه تحت این عنوان صورت می گیرد، وجود دارد؟

۴ –  آیا بین داعیه های اصحاب علوم انسانی در دانشگاهها با داعیه های حوزه سیاست تفاوت و اختلاف وجود دارد؟

۵- آیا اساس حیات علوم انسانی در جهان در مناقشه آمیز بودن آن نیست؟ اگر اینگونه است چرا در ایران تلاش می شود تا به تاسیس علوم انسانی اقدام شود که بنیان مناقشه ای نداشته و در جهت فکر و اندیشه و خواسته معین است. اگر اینگونه شد، حاصل بدست آمده دیگر می تواند زیر عنوان علوم انسانی قرار گیرد؟ فکر نمی شود که این محصول متفاوت از علوم انسانی است که در جهان وجود دارد و تا کنون توانسته است منشا خدمات بسیاری برای بشر باشد؟

۶- آیا نمی بایستی بین مشکلات سازمانی علوم انسانی و اشکالات و ابهامات معنایی و بینانی علوم انسانی در جهان ازیک طرف و اشکالات سازمانی و ابهامات معنایی علوم انسانی در ایران تمایز قائل شد؟

۷- هرگز نقش نظام سیاسی در ایجاد مشکلات سازمانی و ابهامات معنایی علوم انسانی درایران روشن شده است؟

۸- آیا به نتایج خواسته و ناخواسته وارد شدن تهاجمی به حوزه علوم انسانی در ایران توجه شده است؟ آیا فکر شده است که جمعیتی بیش از دو میلیون دانشجو و انبوهی از اساتید و محققان این حوزه ناخواسته در مقابیل نظام تصمیم گیری قرار خواهند گرفت و ساماندهی بحرانهای درونی این حوزه کاری ساده نمی باشد. 

  اگر واقعا علوم انسانی در ایران دارای مشکل است نیاز به آسیب شناسی است تا نفی و تلاش در ارائه روحیه و رفتار بنیادگرایانه در آن.  کسانی که قصد اصلاح ، در صورت مشکل، در علوم انسانی را دارند قبل از هر چیز بهتر است بدانند که ریشه و اساس مشکل در کجاست.

آشتی ملی نه، پس جنگ ملی!

دسته‌بندی نشده بدون دیدگاه »

 

    بعد از مدتها تلاش و کوشش بعضی از ناصحان و مصلحان و علاقه مندان به صلح و آرامش، در ایران دچار بحران شده سخن از آشتی ملی شده است. اینکه چرا اینقدر دیر این کار صورت گرفته است جای تامل بسیار است. اینکه مدعیان آشتی ملی چه کسانی هستند و  برای چه اهدافی وارد این عرصه شده اند، نیز جای تامل دارد. از همه اینها گذشته بالاخره عده ای برای گذر از بحران موجود در ایران پیشنهاد صلح و آشتی را در قالب طرحی – هر چند مختصر و با ملاحظه منافع خودشان – ارائه داده اند،‏ جای شکر و قدردانی دارد.

         سخن از آشتی ملی حتی در میدان جنگ و در مرحله پیروزی نه شکست نیز کاری پسندیده است. بر خلاف نظر بسیاری که آشتی را در مرحله شکست مفید می دانند و در مرحله پیروزی و حذف رقیب مخالف طرح آشتی ملی هستند، از قواعد بازی خبری ندارند. زیرا آنها نمی دانند که حتی در مرحله پیروزی و حذف احتمالی رقیب نیز ممکن است ورق برگشته و شکست در مرحله پیروزی پیش آید. اصلا حتی اگر شکستی هم نباشد، طرح اشتی ملی در زمان پیروزی بر اهمیت پیروزی می افزاید و فرد و گروه پیروز را پیروزتر می کند. فرد و گروه پیروز در جهان است که طرح آشتی ملی را طرح می کند نه گروه شکست خورده. زیرا گروه شکست خورده که شکست خورده و به مرحله نابودی رسیده است. گروه پیروز برای ادامه مباره و رقابت نیاز به بقای رقیب دارد. زیرا بقای رقیب موجب ادامه حیات گروه پیروز خواهد شد. در نتیجه مدعیان اصلی طرح آشتی ملی می بایستی گروه پیروز باشند نه گروه شکست خورده.

      در طرح اشتی ملی، اصلی ترین فرد و گروه، رقیب اصلی، مهندس موسوی مدعی شده است که کسی با او بحث و گفتگویی نکرده و این طرح بدون ملاحظه نظرات و خواسته های او دنبال می شود. در اینصورت از نظر گروه و فرد رقیب، طرح ارائه شده می تواند طرح آشتی ملی نباشد و طرحی باشد برای آشتی بین گروه پیروز تا آشتی بین گروه پیروز و به قدرت رسیده و دیگر بخش های جامعه. از نطر گروه رقبیب، طرح آشتی ملی طرحی است برای اشتی بین افراد و گروههای جناح به قدرت رسیده نه آشتی در سطح ملی به طور فراگیر. اگر طرح با دغدغه ملی دنبال شده بود،  و رقیب نیز مورد ملاحظه و توجه و گفتگو قرار گرفته بود و با توجه به خواسته های آنها طرح سامان می یافت، عده ای از افراد افراطی از جناح پیروز مدعی شده اند  که این طرح خائنانه است. عجب دنیایی است. در این دنیای عجیب ایرانی کسانی هم هستند که آشتی ملی را ناثواب دانسته و صلح و دوستی را حتی در میان خودشان مناسب نمی دانند. بدین لحاظ است که به آنها باید احسنت گفت و نظرشان را که آشتی ملی غلط است و مخالف منافع ملی است را به ضرورت طرح از طرف آنها تحت عنوان ”جنگ ملی” تعبیر کرد.

 

               حاصل گفتار مخالفان طرح آشتی ملی به صورت دو عبارت زیر قابل طرح می باشد:

۱ –  مرگ بر آشتی ملی و درود بر جنگ ملی.

۲ – برای دست یابی به جامعه ای بهتر به جای آشتی ملی پیش به سوی جنگ ملی.

جامعه شناسی برای جامعه نه برای …

دسته‌بندی نشده ۱ دیدگاه »

     تعیین رابطه جامعه شناسی با جامعه ایرانی طی چندین گام و مرحله ممکن است. جامعه شناس بودن، جامعه شناسی را شناختن، جامعه را شناختن، اقدام برای شناسایی جامعه کردن، و در نهایت بر اساس معرفت جامعه شناسانه در که در مورد جامعه بدست می اید، امکان مداخله گری در جامعه فراهم می شود. هر یک از این گام ها نیاز طی زمان و با زحمت بسیار بدست می آید.

          ۱ -  در ارزیابی وضعیت جامعه شناسی در ایران قبل از همه چیز و اقدام و فکر و کار، بهتر است معلوم شود که کدام جامعه شناسی مورد سوال و نظر و داوری است. آیا منظور از جامعه شناسی جامعه بینی است یا اینکه مهندسی اجتماعی است یا جامعه شناسی به معنی اندیشه ای مدرن در مورد جامعه ای مدرن است. کدامیک؟ تعیین هر یک از این عناوین و تعابیر در مورد جامعه شناسی راهی متفاوت در ارزیابی وداوری جامعه شناسی و تعیین آینده آن می طلبد. اگر جامعه شناسی را جامعه بینی بدانیم، گفته ها و شنیده ها و داوری ها متفاوت از این خواهد بود که جامعه شناسی را مهندسی اجتماعی بدانیم. درست است که جامعه بینی اولین گام و مهندسی اجتماعی آخرین گام جامعه شناسی است. اما در این میان جامعه شناسی به ماهو جامعه شناسی، جامعه شناسی به عنوان معرفتی مدرن در مورد جامعه مدرن، عنصر ساماندهنده و پیوند دهنده جامعه بینی و مهندسی اجتماعی است.

در نقد و ارزیابی جامعه شناسی نمی توان بدون درک درست از جامعه شناسی به ما هو جامعه شناسی کاری کرد. به این دلیل است که برای داوری و نقادی جامعه شناسی اول می بایست جامعه شناس بود. اول می بایست دانست که جامعه شناسی چیست و بعد معلوم کرد که جامعه شناسی که معنای و دامنه و حوزه های خاصی دارد توانسته است برای جامعه مفید باشد. داوری در مورد جامعه شناسی بدون درک و آگاهی در مورد جامعه شناسی به عنوان معرفتی جدید و دارای پاردایم ها و گفتمان ها و روش ها و تجربه ها و داعیه های متفاوت و بعضا معارض امکان پذیر نیست. در نتیجه برای داوری در مورد جامعه شناسی می بایست جامعه شناس بود. این اصل در مورد دیگر دانشها هم صادق است. نمی توان بدون دانش فلسفی در مورد فلسفه داوری کرد. داوری فلسفی امکان نقد وبررسی فلسفی را فراهم می کند نه داوری غیر فلسفی در مورد فلسفه.

برای وارد شدن به حوزه نقادی جامعه شناسی بهتر است اول به لحاظ مفهومی و نظری و روشی و تجربه ای جامعه شناس شد. حتی زمانی کوتاه هم دانستن دانش جامعه شناسی لازم است. برای دست یابی به این سطح از اگاهی و معرفت نیاز به دانشجوی جامعه شناسی بودن است. بسم الله. هر کس که قصد نقادی جامعه شناسی را دارد می بایستی اول شاگرد جامعه شناسی شده و در نهایت در طی زمان دانشجویی و دانش پژوهی امکان نقد و داوری را برای خود و دیگری فراهم سازد.

۲ -  اینکه جامعه شناسی در ایران به چه میزان و چگونه مفید است و می تواند مفید باشد، افزون بر شناسایی جامعه شناسی نیازمند به شناسایی جامعه ایران هم هستیم. این شناسایی بیشتر از طریق جامعه شناسی می تواند بست آید تا دیگر معارف . زیرا دیگر معارف موضوعی متفاوت از شناسایی جامعه و تحولات آن دارند. به طور خاص فلسفه هرگز داعیه شناسایی جامعه را ندارد همانطور که اقتصاد این داعیه را ندارد. دیگر علوم که اصلا نمی توانند این داعیه را داشته باشند.

۳-  اقدام برای مداخله گری و اثرگذاری در جامعه.  حاصل  کار کسی که به این حوزه وارد می شود سخت تر از ان است که تصور می شد. فقط شناسایی جامعه شناسی اصل نیست. شناسایی جامعه شناسی مقدمه شناسایی جامعه است. که این خود زمینه نوع و نحوه مداخله در حیات اجتماعی است.

 

در یادداشت های بعدی هر یک از مراحل اشاره شده در فوق به بحث بیشتری گذاشته خواهد شد.

جامعه شناسی ایران و لباس شخصی ها (۲)

دسته‌بندی نشده ۱ دیدگاه »

جامعه شناسی ایران مانند علم در ایران و مانند جامعه ایرانی راهی به جایی نمی تواند ببرد. زیرا حضور لباس شخصی ها فضای بازی درست و متعادل را بر هم زده و به جای عمل درست بازیگران اصلی در هر صحنه ای، دعواهای ساختگی متعدد ایجاد شده و سرگرمی های مکرر برای همه فراهم می شود. برای سامان یافتن جامعه و علم و جامعه شناسی و حتی زندگی افراد لازم است مزاحم های مداخله گر و پرمدعی از صحنه ها خارج شوند. به سادگی این ا فراد از صحنه ها  خارج نخواهند شد. زیرا کاری به جز همین کارها ندارند. برای انجام همین نوع کارها مزد دریافت می کنند. اصلا برای این نوع کارها بکار گرفته شده و دستور می گیرند. آمده اند که فضای آرام را بر هم زده و امکان کار و فعالیت درست و با حساب و کتاب را از بین ببرند.  لباس شخصی های حاضر در هر شرایط و فضا و موقعیت آمده اند تا فضا و شرایط را جنجالی کرده و دلیلی مشروع برای حضور مستقرهای لباس شخصی ها فراهم کنند.

حوزه جامعه شناسی نیز مانند جامعه با حضور لباس شخصی ها کاری به جایی نخواهد برد. در این زمینه باید کاری کرد.به لحاظ کثرت فضای جامعه شناسی ( به لحاظ رشته و گرایش و دانشکده و دانشگاه و شهر و روستا و خارج و داخل) بسیاری خود را جامعه شناس می شناسند. به همین دلیل هم هست که امکان حضور لباس شخصی ها در میان جامعه شناسی زیاد شده است. اگر تعداد افراد در این حوزه کم بود، ورود و خروج بیگانه و فرد غیر متخصص قابل شناسایی بود. برای شناسایی لباس شخصی های جامعه شناسی نمی توان حوزه و رشته جامعه شناسی را تعطلیل کرد. اما می توان با نگاهی کارشناسی و علمی بیگانگان رشته را شناسایی کرد.

 روش های متعدد در این زمینه وجود دارد: از میان همه روشها بهترین روش معرفی کنشگران اصلی این رشته است. اگر معلوم شود که چه کسانی در این حوزه و رشته کارگزاران اصلی هستند،  معیاری در داوری در مورد همه حاضران بدست خواهد امد.  باید دید که چه کسانی استاد و دانشجوی واقعی این حوزه هستند. با تعیین سبک کار و زندگی و نوع رابطه آنها با رشته است که معیارهای اصلی بدست امده و شناسایی لباس شخصی های جامعه شناسی ممکن خواهد شد.

 برای تعیین این شرط لازم است به گفتار و کردار حاضران در این حوزه توجه کرد. به طور خاص کسانی  که مدیر و استاد و دانشجوی رشته جامعه شناسی شده اند، نمی بایست و نمی توانند علیه  جامعه شناسی و جامعه شناسان اقدام کنند. این افراد در شرایط طبیعی و با وجود صحت و سلامت نمی توانند نسبت به  وضعیت جامعه شناسی معترض باشند.  اگر کسی که استاد این رشته است و به عنوان مسئول این رشته انتخاب شده است، نمی تواند علیه جامعه شناسی و جامعه شناسان اقدام کند. اگر این کار به واسطه این افراد صورت گرفت، می توان این قبیل افراد را مصداق واقعی و  اصلی لباس شخصی های جامعه شناسی دانست. البته عده ای که با اسم رمز به فحاشی اقدام می کنند یا عده ای که شبانه بر این حوزه حمله کرده و سرمایه های فرهنگی و علمی و انسانی را نابود می کنند نیز از مصادیق لباس شخصی ها هستند. لباس شخصی های جامعه شناسی افرادی مهم و با نفوذ در جامعه، ولی مضر و مخرب برای و در  جامعه شناسی هستند. بهتر نیست که کمی در این زمینه فکر شود و ضمن بیان ویزگی ها ی این ا فراد دامنه عمل و فعالیت آنها نیز در همه سطوح جامعه شناسی ایران معلوم شود. شاید این تلاش بتواند مقدمه اقدامات بعدی برای اصلاح جامعه شناسی در ایران باشد

doki@yahoo.com | 65.49.14.11

آخه قربان اون قدت برم این اعمال واین افعال برای هر کی غریب است برای تو عزیز که باید آشنا باشد. اوایل انقلاب یادت رفته چه آتشی می سوزوندی.

از جامعه شناسی ایران و لباس شخصی ها (۱), ۲۰۰۹/۱۰/۱۱ at 1:29 ب.ظ

جامعه شناسی ایران و لباس شخصی ها (۱)

دسته‌بندی نشده بدون دیدگاه »

از هجدهم شهریور تا دیروز تصور می کردم که همه کسانی که درحوزه علم و علوم اجتماعی درگیر هستیم به نوعی عقلانتیت زمانی و حالی رسیده ایم و قصد بر این شده است تا عقلای قوم برای برون رفت از شرایط کاری کنند. هر چند که به جای عقلای قوم، مدیران قوم شروع به کار کرده و عده ای را برای دریافت نظرات کارشناسان در مقابل دریافت چک به دفاتر اقایان و خانم ها ارسال کرده اند. از این میان مدیران دانشگاه هم در این زمینه فعال شده و به واسطه بعضی از همکاران دعوت به نگارش مطلب در حد پانصد کلمه کرده اند. تلاشها هر چند که مدیریتی شده باشد و با مدیران و عزیزانی که در این زمیه دلسوز شده اند صورت می گیرد، امیدی برای بازگردان اوضاع به شرایط عادی است. امید است که تلاشها به نتیجه برسد.

با این وجود بعد از گذشت یک ماه از هجدهم شهریور دوباره یاداشتی کوتاه در مورد وضعیت جامعه شناشی و جامعه شناسان و نقشی که در سامان دهی اوضاع کشور دارند، مطالبی نوشتم. نوشتم که روزهای بعد با حضور علاقه مندان به این بحث کاری در حد وبلاگ نویسی شروع شود و فضای سرد حاکم بر دانشگاه و دانشکده و علوم اجتدماعی و جامعه شناسی وجامعه شناسان شکسته شود. به جای حضور صاحب نظران در این زمینه، مانند بسیاری از دیگر صحنه های اجتماعی و سیاسی “لباس شخصی ها” وارد شدند. عده ای بدون نام و عده ای با نام های جعلی ناسزا گویان به میدان آمدند. این افراد حتما در میان جامعه شناسان با لباس و قیافه و حقوق و کار و کسب و روحیه ای متفاوت و مخالف با جامعه شناسان حاضر شده و به جای آرام کردن فضا در خراب کردن اوضاع و ویران کردن سرمایه ها مشغول می باشند. یکی از این افراد در ادامه یادداشت دیروز بنده به جای نقادی و ارائه فکر و اندیشه بدون نام و هویت، فحاشی آغاز کرده است. حضور لباس شخصی ها در خیابان قابل تصور است. حضور لباس شخصی ها در تظاهرات قابل تصور است. حضور لباس شخصی ها در کوجه و خیابان و چهارراه قابل تصور است . اما نمی دانم چه دلیلی در حضور بی ادبانه و غیر کارشناسانه لباس شخصی ها در حوزه جامعه شناسی وجود دارد.

یکی از این افراد  نویسنده: دانشجو (آی‌پی: ۸۰٫۶۶٫۱۷۸٫۱۳۲ , ۸۰٫۶۶٫۱۷۸٫۱۳۲)
پست الکترونیک : www@gmail.com
نشانی وب: کیه : http://ws.arin.net/cgi-bin/whois.pl?queryinput=80.66.178.132
به خود اجازه داده بدون ذکر نام و نشان و سابقه و فکر و جهت گیری در حاشیه ای متنی که نام و نشان و جهت دارد، به داوری بپردازد:

دیدگاه: حضرت استاد، واقعا خوشم می آید که خجالت نمی
کشید از این همه چرتی که توی این وبلاگ می
نویسید. نا سلامتی شما جامعه شناسید و جامعه
شناس هم خودتان بهمان یاد داده اید که با هست ها
کار دارد نه بایدها. یک نگاهی به مطالبتان بکنید.
همه و همه بایدند. همه، این بایدهای کلی و فله ای
شما را می دانند. راه حلتان چیست؟

       اگر انچه که نوشته شده است چرت است، چرا آشفته شده اید. چرا همه کسانی که در کشور هستند می توانند و باید در مورد آینده همه چیز و همه کس سخن بگویند ولی جامعه شناسان ایرانی نمی بایست در مورد حتی حوزه تخصصی خودشان سخن بگویند. آنقدر آقایانی که در عبارات فوق تحت “لباس شخصی در جامعه شناسی” یاد شدند همه جا و برای همه امور غیر مدنی حاضر شده و هر سخنی به هر فرد و گروه روا داشته ولی به کسانی که برای بقای جامعه شناسی اقدام کرده و می کنند، تلاش و اقدام برای سیاست گداری را روا نمی دارند. بهتر نیست آقایانی چون ـ آی پی - تحت پوشش هویت دانشحویی، به جایی دیگر و کاری دیگر کنند.
           اما جامعه شناسی در ایران قبل از اینکه کاری برای سامان دادن رابطه اش با شرایط فرهنگی بکند، باید در مورد نوع و میزان و نحوه حضور لباس شخصی ها در این حوزه کاری بکند. باید لباس شخصی ها را در جامعه شناسی شناسایی کرد. این افراد به نوع مناسباتی که با خود و سازمان جامعه شناسی پیدا کرده اند، امکان حرکت درست و دقیق و کارشناسانه به واسطه جامعه شناسان ایرانی را از بین می برند.

اگر از این گروه اجتماعی “لباس شخصی ها” در جامعه شناسی سراغی دارید، برای جلوگیری از ورود وخروج های بی موقع و نامناسب آنها اقدام کنید. اقدام می بایستی سازمانی و قانونی باشد. زیرا اگر اقدام های صورت گرفته شخصی باشد قربانی شدن شما را در پی خواهد داشت و نظام حقوقی نیز که از او نشانه ای در دست ندارد زیرا لباس شخصی ها به سرعت در میان مردم گم می شوند، به سراغ فرد حادثه دیده امده و به جای محاکمه لباس شخصی، محاکمه فرد آسیب دیده را با سر و صدای بسیار آغاز می کند.

جامعه شناسی در ایران : شبهات و راه حلهای برون رفت از …

دسته‌بندی نشده ۱ دیدگاه »

اخرین یادداشتی که بر روی صفحه است متعلق به ماه گذشته می باشد. قبل از روز هجدهم شهریور اخرین مطلب را درباره آینده جامعه شناسی نوشتم. تصورم بر این بود که جامعه شناسان ایرانی برای حفظ خود و جامعه شناسی وجامعه ایرانی اقدامی جدی خواهند کرد و در نهایت رابطه جامعه شناسی با جامعه ایرانی را معلوم خواهند کرد. انتظاری که از خود و دیگری داشتم به دلیل فهمی بود که از عمل ایرانی دارم. اعتقادم که ریشه در فهم جامعه شناسانه از جامعه ایرانی دارد، حکایت از این دارد که ایرانیان اصلی ترین و بهترین کار و اقدام و حرف و تصمیم را در زمان بحران و حادثه و تقابل و درگیری می زنند. به دلیل اینکه جامعه ایرانی در طول چندین ماه گذشته بحرانی بود و تقابلی بود و جنگی بود و درگیری های بسیاری وجود داشت، از جامعه شناسان نیز انتظار بیان سخن و تحلیل دقیق و معتبر بود. انتظار ازجامعه شناسان در بیان حرف و سخن و تحلیل دقیق تر و بهتر در مقایسه با دیگر گروههای اجتماعی بیشتر بود، زیرا اساس جامعه شناسی به چالش گرفته شده است. در اینصورت می بایستی جامعه شناسان ایرانی به میدان آمده و ضمن سر و سامان دادن به علم جامعه شناسی به جامعه ایرانی نیز سر و سامان می دادند.

چرا این اتفاق نیفتاد؟ در عوض عده ای که البته نمی دانم چه کسانی خدمت ریاست جمهوری رفته و حتما سخن از بی حاصلی جامعه شناسی و دانشگاه کرده اند. اگر اینکار صورت نگرفته است، پس چه کاری و سخنی گفته شده است. اگر سخنی به غیر این امور بوده است، بیان ان برای همه مفید خواهد بود. این تنها کاری است که در طول یکماه گذشته آنهم از طرف گروهی اندک و گزینشی صورت گرفته است. قرار است که عده ای در آینده در جمعی بزرگ حرفه ای دور هم جمع شوند و با هم هورا کشیده و از اهمیت جامعه شناسی سخن بگویند. کاری کنند که تا به حال در کلاس های درس کرده اند. آیا واقعا باید اینگونه عمل کرد؟ آیا باید فضای عمومی در مورد جامعه شناسی را مانند فضای کلاس مدیریت کرد؟ آیا باید پاسخ به سوالات مطرح شده در جامعه را مانند کلاس ارائه کرد؟ به نظر می آید کاری و تلاشی متفاوت از کلاس درس از طرف جامعه شناسان می بایستی صورت گیرد. جامعه شناسان ایرانی باید تکلیف جامعه شناسی را در کلیت نظام اجتماعی و فرهنگی و سیاسی ایران معلوم سازند. جامعه شناسان ایرانی باید ضمن دفاع از جامعه شناسی زمینی و هوایی و تخیلی و انتقادی و اثباتی نقشی که این علم در زندگی مردم دارد را معلوم کنند. این افراد باید به بیان رابطه جامعه شناسی با جهان و ایران اقدام کنند. باید سعی کنند نوع مشارکتی که جامعه شناسان در ساختن جامعه ایرانی دارند و باید بهتر داشته باشند را روشن کنند. جامعه شناسان ایرانی باید بگویند که علم جامعه شناسی چه رابطه با دین و زندگی مردم و سیاست و دولت و بازار و خلوت دارد. کاری که جامعه شناسان دیگر کشورها البته حدود صد سال پیش انجام دادند. جامعه شناسان ایرانی باید از لاک خود بیرون آمده و برای دفاع از جامعه شناسی و جامعه ایرانی اقدامی و تلاشی عالمانه و واقع گرایانه  داشته باشند.

Recent Posts

Recent Comments

About

This template is built with validated CSS and XHTML, by Bad Credit.


جامعه ایرانی – مدرنیته ی ایرانی Proudly powered by Wordpress Themes Entries (RSS) and Comments (RSS). Theme Splatter by Web Hosting Answer