جامعه ایرانی و جمعیت

دسته‌بندی نشده بدون دیدگاه »

گفت وگوی تفضیلی خبرآنلاین در مورد جامعه و جمعیت در ادامه می آید.

 آقای رئیس جمهور اخیرا از سیاست های جمعیتی دردولت های گذشته انتقاد کردند به نظر شما تغییر در این سیاست ها چه آثاری را بدنبال خواهد داشت؟ یکی از دغدغه های صاحب نظران توسعه (توسعه اقتصادی و اجتماعی) از دیرباز تا کنون تنظیم رابطه بین جمعیت و توسعه بوده است. در این زمینه یک نظر واحد وجود ندارد. زیرا مطالبی که بازگو شده است در مقاطع و شرایط و دوره های متعدد توسعه ای بوده است. به طور خاص اگر در جامعه ای اقدام برای حرکت به جلو مطرح بوده است، نیازمندی به نیروی انسانی کارآ ضرورت افزایش جمعیت پیش آمده است. به دلیل اینکه جوامع توسعه نیافته بیش از اینکه سرمایه و تکنولوژی و سازماندهی و ابزار فنی و اداری و مالی حرکت توسعه ای داشته باشند، نیروی انسانی غیر متخصص داشته اند. بدین لحاظ است که کمتر گفته شده است افزایش جمعیت برای کشورهای توسعه نیافته راهی و گامی در توسعه یافتگی می باشد. در مقابل اغلب گفته شده است که تبدیل جمعیت غیرماهر و غیر متخصص به متخصص از طریق آموزش و کسب مهارت های زندگی و تخصصی گامی بلند در توسعه می باشد. افزایش جمعیت برای کشوری مانند ایران یک فرصت است یا اینکه تهدید محسوب می شود؟ جمعیت ایران به لحاظ ترکیب سنی دچار اختلال بوده است. وضعیت اکثریتی جمعیت جوان برای جامعه ایرانی هم یک فرصت و هم یک تهدید بوده است. فرصت به دلیل وجود نیروی جوانی که داعیه زندگی بهتر و مدرن از منظر آموزش، کسب مهارت، نیازمندی به کار و شغل و فعال شدن جامعه دارد و از سوی دیگر یک تهدید بوده است زیرا در صورت عدم آموزش و تربیت این جمعیت، و ناتوانی نظام اجتماعی در بکار گیری این جمعیت مشکلات آن از قبیل بیکاری، فقر، تعارض ها و تزاحم های نقشی و نسلی، و آسیب هایی چون اعتیاد، انزوای اجتماعی، تعارض اجتماعی، و مهاجرت بروز خواهد کرد. و این تهدید معطوف به چه مسائلی است؟ (۱) عدم مهارت کافی جمعیت کثیر در نظام اجتماعی می تواند بر مشکلات در سطوح فردی و اجتماعی بیفزاید. جمعیت جوانی که امکان کسب مهارت های زندگی را نداشته است در مراحل بعدی زندگی دچار مشکلات عده ای خواهد شد. فقدان آموزش کافی، عدم تناسب دانسته ها با کار و زندگی، و زیاده خواهی ناشی از زندگی مدرن منشا مشکلات و آسیب های عمده اجتماعی خواهد شد. (۲) جوانی جمعیت که ناشی از اثرگذاری جمعیت جوان بر ساختار اجتماعی است در صورتی می تواند امری مفید و موثر برای جامعه باشد که جامعه به لحاظ ساختاری و فرهنگی استعداد این عمل را داشته باشد. در صورتی که جامعه به لحاظ ساختار مدیریتی و نظام اشتغال و فرهنگ پیرگرایی همه جانبه را طی می کند. وجود جمعیت جوان و جوان گرایی به تعارضات درون نظام اجتماعی دامن می زند. حاصل این نوع حضور جمعیت جوان که مدعی جوانگرایی است به تعارض نسلی دامن می زند و ناخواسته جنگ جوان و میان سال و پیر در جامعه شکل می گیرد. (۳) جمعیت زیادی که متناسب با حجم کار و تلاش در جامعه نیست، می تواند منشا تعارضات بنیادی در سطوح متعدد شود. به تعبیر اقتصاددانان کلاسیک، جمعیتی که در مرحله آغازین شکل گیری سرمایه داری که جامعه نیازمند به نیروی کار یدی با تخصص پایین (کارگری) بود، منشا افزایش تولید و بالارفتن درآمد سرانه و در نتیجه رفاه نسبی برای کارگران و دیگر طبقات اجتماعی بود، در گذر زمان با تحول در ساختار نظام کار و صنعت و تبدیل ساحت کار یدی و غیر متخصص به کار تخصصی، بازار به اشباع نیروی انسانی رسید و در نهایت حجم انبوه نیروی کار شکل گرفت. حجم انبوه نیروی انسانی بیکار خود حادثه ساز می باشد. بر این اساس بود که بسیاری از اقتصاددان کلاسیک و مدرن در جامعه فعال و تولید گرا به سیاست کنترل جمعیت تمایل یافته اند. (۴) در صورت صفر شدن رشد جمعیت برای هر نوع جامعه ای مشکل پیش خواهد آمد. کشورهای توسعه یافته از طریق مهاجرت سعی کرده اند تا روند منفی رشد جمعیت یا رشد صفر جمعیت را ترمیم کنند. به طور خاص اکثر کشورهای مهاجرپذیر از میان حجم انبوه نیروی داوطلب مهاجر، افراد وگروههای مهاجر دارای مهارت های شغلی و حرفه ای مورد نیاز را انتخاب می کنند. با این سیاست دو وجهی است که تا حدود زیادی مشکل رشد منفی جمعیت را ترمیم می کنند. در این کشورها احتمال رشد نامناسب جمعیت وجود ندارد. در نتیجه رشد نامناسب جمعیت – به لحاظ تقسیم کار نامتعادل و غیر منصفانه جهانی – به عهده کشورهای توسعه نیافته گذاشته است. در این تقسیم کار جهانی است که کشوری چون ایران می بایستی به تولید جمعیت – زاد و ولد زیاد – اقدام کرده و طی زمانی طولانی در حد دو دهه نیروی آماده بعد از کسب مهارت های مقدماتی اموزشی و بهداشتی جهت رفع نقیصه جمعیتی کشورهای توسعه یافته مهاجر شوند. از این منظر است که سیاست افزایش جمعیت درایران معاصر پسندیده است. به نظر می آید کسانی که مدعی افزایش جمعیت کشور هستند در راستای سیاست مهاجرفرست کردن ایران قرار داشته و به جهت و ساختار توسعه ای ایران به لحاظ نیروی انسانی و نظام شغلی توجهی ندارند. پس بر مبنای این تحلیل، سیاست افزایش جمعیت به هیچ وجه نباید در دستور کار کشور قرار گیرد؟ سیاست افزایش جمعیت در شرایط خاصی قابل قبول می باشد: رشد منفی یا صفر جمعیت، از دست دادن جمعیت به دلیل جنگ و حوادث طبیعی از قبیل زلزله های بزرگ یا بیماریهای مرگ آفرین فراگیر چون طاعون و وبا و … اگر جامعه با شرایط بحرانی روبرو نیست دیگر نیازی به افزایش جمعیت نیست البته یک شرط و موقعیت دیگر هم می تواند سیاست تشویق افزایش جمعیت را معنی دار سازد: زمانی که زوج های جوان ایرانی قصد فرزندآوری نداشته و به لحاظ اقتصادی یا فرهنگی دلیلی بر آن نمی یابند. این نوع اقدام زوجهای جوان بدون رغبت به فرزندآوری می تواند زمینه مداخله گری سیاسی و فرهنگی باشد. در این زمینه سیاست تشویق لازم است. به طور مثال گفته شود کسانی که فرزند داشته باشند، از امتیازات خاصی برخوردار خواهند شد. اما زمانی که جامعه ایرانی در جریان ازدواج دچار اختلال شده است، سیاست افزایش جمعیت می بایست مورد تامل قرار گیرد. شاید بهتر باشد سیاست تشویق ازدواج در ایران دنبال شود. در سیاست گذاری ازدواج نیز دولت نمی تواند مداخله گری مستقیم کند. این نهاد خانواده است که باید مورد توجه قرار گیرد. در این صورت، مشکل جمعیت در ایران ریشه در ساختار خانواده در مرحله اول و ساختار اشتغال و اقتصاد دارد. فرض اینکه با یک کار جدی کارشناسی با حضور اقتصاددانان، جمعیت شناسان، مدیران و کارشناسان صنعت و فرهنگ به این نتیجه رسیدیم که جمعیت هفتاد و دو میلیونی ایران برای اقدامهای آتی توسعه ای کافی نیست و می بایستی جمعیتی حدود دویست میلیون داشته باشیم، انوقت کاری دیگر می بایست انجام شود. مناسبات خانوادگی و نظام اشتغال می بایستی مورد تامل قرار گیرد. در جامعه ای که ما با مشکل عمده و اساسی بیکاری روبرو هستیم، و از بکارگیری جمعیت فعلی عاجز شده ایم و مشکلات این جمعیت در چندین دهه آتی با ما همراه خواهد شد، چگونه و با چه منطقی گفتگو در سطح بالای سیاسی کشور برای افزایش جمعیت داریم. آیا این نشان از بی توجهی به رابطه جمعیت و توسعه و مشکلات مترتب بر آن نیست؟ شما تصریح کردید که افزایش جمعیت منجر به ایجاد بحران می شود بیشتر چه بحران های دامنگیر جامعه می شود؟ جمعیت در امروز ایران بیش از دو سوم در شهرها و کمتر از یک سوم در روستاها زیست می کنند. با سیاست های عمرانی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی دولت جدید، در اینده ای نه چندان دور از حجم جمعیت روستایی کاسته شده و ایران کشوری خواهد بود که اکثریت مردم آن در شهرها زندگی خواهند کرد. من مدعی ام که در طول کمتر از دو دهه آتی ایران با پدیده ای تحت عنوان “مرگ روستا” روبرو خواهد بود. آنوقت همه ایرانیان باید برای آشنایی با گذشته فرهنگی و تاریخی شان به سراغ روستا در بیابانها و مناطق کوهستانی بگردند و روستایی پیدا نخواهد شد. تمرکز جمعیت در شهرهایی که همین امروز دچار مشکلات بنیادی است و بیکاری و نابسامانی های اجتماعی را فراهم کرده است، به بحرانهای بزرگ خواهد انجامید. سیاست افزایش جمعیت در شرایط فعلی به معنای بحرانی تر کردن شهرهای ایران است.مگر گفته نشده است که شهرهایی چون تهران به دلیل تمرکز جمعیت زیادی دچار بحران های طبیعی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی هستند. در این صورت سیاست افزایش جمعیت تهران از یازده میلیون را به بیست میلیون تبدیل خواهد کرد و مشکلات شهر تهران که باقی خواهد ماند در تعامل با جمعیت کثیر به حوادث بزرگ تری خواهد انجامید. با این سیاست تهران مانند شهرهایی چون بمبئی و دهلی خواهد شد. فقر و بیکاری همراه با جمعیت بزرگ و حوادث طبیعی مهم از قبیل زلزله و بیماری های واگیر به مرگ شهری مهم کمک خواهد کرد. به موازات افزایش جمعیت چه اولویت هائی باید تامین شود؟ جمعیت زیاد در سطح جهانی اهرم و عامل اثرگذار هم هست و هم نیست. امروز اگر کشوری که دارای اقتصادی توسعه ای است در سطح جهانی مهم می باشد. اما معلوم نیست که در اینده کشورهای با جمعیت های بزرگ نقش مهمی ایفا کنند. زیرا معلوم نیست که جمعیت زیاد همراه با توسعه باشد. ممکن است که جمعیت زیاد به توسعه نیافتگی کشور بیفزاید. اگر امروز جمعیت موجود ساحت توسعه ای داشتند و با داشتن شغل و کار و درامد وزندگی بهتر همراه بودند میل به افزایش جمعیت پیدا کرده و نیازی به درخواست اداری و سیاسی از آنها نبود. همانطور که در زمان بهبود اقتصادی در ایران جمعیت افزایش یافت. افزایش جمعیت امری سیاسی نیست بلکه امری اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی است. اگر در گذشته خانواده ای با سه یا چهار فرزند مطلوب بود امروز خانواده بیش از یک فرزند نامطلوب است. در مطالعه ای که در سطح کشور انجام داده ام این نتیجه بدست امده است. حدود هشتاد درصد مردم ایران داشتن یک فرزند را مطلوب می دانند. در حالی که همین افراد متعلق به خانواده هایی بیش از یک فرزند می باشند. مگر قرار است که در سطح جهانی مردم ایران برای امور جهانی در رای گیری شرکت کنند که نیاز به رای بیشتری در اثرگذاری بیشتری داریم. به نظر می آید مشارکت بهتر در سطح جهانی است که اثرگذاری ایرانی را بهتر و بیشتر می کند. در سطح جهانی به جمعیت فکر نمی شود بلکه به نحوه و میزان اثرگذاری توجه می شود. در سطح جهانی ما نیازمند به سیاستمدار مهم و دانشمند مهم و صنعتگر بزرگ و تاجر ملی و … نیازمند هستیم. این نوع افراد و حضورها از عقل و درایت ایرانی بدست می آید تا از جمعیت زیادی. اگر بهبود کار و شغل و توسعه در ایران باشد به طور طبیعی جمعیت افزایش خواهد یافت. اگر قصد اثرگذاری در ساحت جهانی داریم می بایست به فکر دیگری باشیم. به فکر حضور دقیق و کارآمد و اثرگذار از طریق مردان فرهیخته و کاردان و جهان شناس تا مردانی بی تجربه و تازه به کار آمده. آیا در بررسی جمعیت انسانی کیفیت نیز مدنظر قرار می گیرد؟ بیش از اینکه تعداد جمعیت مهم باشد، کیفیت جمعیت و نیروی انسانی مهم است. اگر همه مردم جهان در اختیار ما می بودند و از توانایی های موجود مردم ایران برخوردار بودند حتما اقتصاد جهانی یک روزه دچار فروپاشی می شد. زیرا هنوز مردم ایران نیاموخته اند که کار کنند. این است که مردم ایران بر اساس آمار موجود کمترین کارایی را دارند و کمترین زمان را برای انجام کار سپری می کنند. فرض کنید که جمعیت کثیر جهان در اختیار ما بودند و می خواستند در روز یک ساعت کار کنند، آن وقت سرنوشت نظام مالی و اداری و سیاسی و تجاری دنیا چگونه می شد. به نظر می آید که یک ساعته نظام جهانی کار و تجارت وسیاست دچار فروپاشی می شد. در این صورت است که برای ساماندهی جامعه ایران و حرکت به سوی اینده ای بهتر می باستی نظام اجتماعی کار و شغل و توسعه را سامان داد و بر حجم کار و کیفیت تولیدات و بهره وری افزود که نتیجه ان تنظیم جمعیت از طریق انتخاب مردم خواهد شد. به نظر می آید در بررسی وضعیت جمعیت در ایران کمتر به کیفیت آن توجه شده است. هم زمانی که سیاست افزایش جمیت مطرح شد و هم زمانی که سیاست کنترل جمعیت و هم زمانی که حضور در جامعه جهانی از طریق افزایش جمعیت دنبال می شود. کیفیت جمعیت اهمیت بیشتری از کمیت جمعیت دارد. شاید بهتر باشد بایستی بین کیفیت و کمیت جمعیت درایران رابطه برقرار کرد و بر ان اساس سیاست گذاری کرد. جمعیت شناسان ایرانی با روشهای علمی پیش بینی کرده اند که در اینده نزدیک جمعیت ایران دوبرابر خواهد شد. این دو برابر شدن جمعیت با وجود سیاست کنترل جمعیت است. اگر سیاست مداران کشور در انجام امور نیاز به جمعیت بیشتری هستند می باسیتی کمی صبر کرده و نتایج رفتار جامعه را در دهه های اتی ببینند و برای ساماندهی امور جامعه در اینده اثرگذاری مثبت داشته باشند تا بر مشکلات بیفزایند. درآینده ما با مشکل جمعیت پیران و مسائل آنها، جمعیت جوانان و مشکلات انان، و عدم تناسب جمعیت و سطح توسعه یافتگی روبرو خواهیم شد. امروز که درامده های نفتی برای زندگی مردم صرف می شود دچار مشکل بیکاری و نابرابری اقتصادی هستیم. فردا که این منبع عظیم مالی به پایان خواهد رسید و بر حجم جمعیت نیز افزوده خواهد شد چه سیاستی باید پیش بگیریم. این است که به جای طرح سیاست افزایش جمعیت بهتر است به سیاست کیفی سازی جمعیت کشور اقدام کرده و از بحرانهای اجتماعی و انسانی و عاطفی و اخلاقی جمعیت جوان کاسته و بر کیفیت کار و زندگی و توسعه بیفزاییم تا آینده ای کم مشکل در پیش داشته باشیم.

شهر تهران و دولت های ایرانی

دسته‌بندی نشده بدون دیدگاه »

تصوری که در میان مردم وجود داشت این بود که کم و زیاد کردن جمعیت دیگر بدست خودشان است و دیگران نمی توانند در این زمینه اظهار نظر کنند. البته می توانند در کم و زیاد کردن جمعیت به مردم کمک کنند نه اینکه به جای آنها تصمیم بگیرند. شرایط عجیب و غریبی شده است و دولت در ایران با اهداف سیاسی، ضدیت با شهر و شهروندی و مدنیت، به طرح دیدگاههای متفاوت درحوزه جمعیت اقدام کرده است. یک روز گفته می شود که برای نجات شهر تهران باید از یازده میلیون نفر، پنج میلیون کم شود. روز دیگری گفته می شود برای ادامه حیات کشور و ایران می بایستی بر تعداد جمعیت افزوده شود.در نگاه اول گفته شده است هر طور شده باید از حجم جمعیت کثیر در تهران هر چه سریعتر کم شوند. دولت موجود حدود یک سال و اندی فرصت دارد و در این زمان  باقی مانده از حیاتش باید کاری مهم انجام دهد. به نظر می اید طرح تحول اقتصادی شروع نشده پایان یافت. برای مهم بودن و مهم تمام کردن باید اقدامی دیگر کرد. سامان دادن اقتصاد که با شیوه های موجود امکان پذیر نشد شاید در مورد جمعیت اینکار بتواند صورت گیرد و اقدام بزرگ در تاریخ به نام دولت و کارگزاران موجود ثبت شود. 

به نظر می اید در کم کردن تعداد جمعیت تهران می بایستی تهرانی های تازه امدهد از تهران بیرون ریخته شوند. این تهرانی های تازه آمده همه کسانی هستند که لایه سوم یا جهار حضور در شهر تهران را تشکیل می دهند. کسانی که از محدوه شهر تهران در مرحله دوم حیاتش -منظور دوره توسعه شهر تهران بعد از دوره ناصری در دوره رضاشاهی –  که حد واسط حیابانهای شوش، خیام و حسن آباد و شهدا و انقلاب اسلامی است، در تهران امده اند و جمعیت تهران را زیاد کرده اند باید خارج شوند. البته برای مدیریت تهران و باقی ماندن عده ای در خارج کردن حجم انبوه جمعیت از این شهر کمی دامنه تهران را بزرگتر هم می توان گرفت. مردمی که حد واسط خطوط متقاطع شمال و جنوب و شرق و غربی که در ۱۳۵۷ وجود داشت می توانند جمعیتی را نشان دهند که می بایستی در سیاست جدید خارج شوند. مابقی کسانی که خارج از این حد هستند می بایستی به خارج از تهران ریخته شوند. این اقدامی بس مهم و بزرگ است و می تواند از طریق دولت در طول یکسال و اند باقی مانده انجام شود. حتما بیشتر کسانی که باید به خارج از تهران ریخته شوند نیروهای انقلاب اسلامی را هم مشتمل می شوند. زیرا این افراد از خارج از تهران یا شهرهای دیگر به تهران امده و جمعیت محافظ شهر را ساخته اند. خارج کردن جمعیت زیادی از تهران به معنی خارج کردن جمعیت مدافع انقلاب اسلامی از تهران است. زیرا به نظر می اید بیشتر جمعیت مدافع انقلاب و نظام جمهوری اسلامی کسانی هستند که بیشتر تازه وارد شده های به تهران هستند. اگر قرار است که عده ای از تهران خارج شوند احتمالا کسانی می بایستی خارج شوند که تازه آمده اند. این تازه آمده ها همان هایی هستند که بیشتر از مابقی مدافع انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی هستند.

با فرضی که در فوق مطرح شد طرح خارج کردن جمعیتی حدود پنج میلیون نفر از تهران به معنای خارج کردن تهران از اصلی ترین نیروهای مدافع انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است. این تز و دستور و خواسته مانند دیگر دستورها و اقدام هایی است که در این دولت دنبال می شود. خارج کردن کسانی که به نظام اعتقاد دارند و واگذار کردن شهر به مابقی… ایا اقایانی که طراح سخنان عجیب و غریب هستند می دانند که چه می گویند. اگر در صحت ادعای مطرح شده در فوق شک وجود دارد بهتر است به ترکیب جمعیت در شهر تهران و گرایش های سیاسی و فکری و دینی آنها توجه کرد. اگر حدس و ادعای مطرح شده صادق باشد باید در مورد مطالبی که به این صورت مطرح می شود و درخواست تحولات مهم غیر قابل اجرا و حادثه ساز باید کمی دقت کرد و نتایج مستقیم و غیر مستیم این نوع داعیه ها روشن تر کرد و در نهایت سخنی دقیق تر گفت و دردسری برای جامعه فراهم نساخت. 

 نکته دیگر اینکه در کجای دنیا دیده شده است که دولتها به جای ایجاد امنیت و آرامش در مسیر ناامنی و بی ثباتی قرار گرفته باشند. راه نجات تهران از مشکلاتی که دجار شده است ایجاد هیجان و جنجال و اتهام نیست. راه حل ان واگذاری کار تهران به تهرانی ها و صاحبان تهران است. واگذاری امور تهران به کسانی است که قصد دارند امروز و فردا و قرنها در این شهر زندگی کنند. از انها باید خواست که راه حل های مناسب و توافقی در برون رفت از مشکلات این شهر را ارائه دهند نه دولتهایی که می توانند پرجم حضورشان را در شهرهای دیگر کشور هم بر پا کنند. دولتها زودتر از مردم می توانند از شهر تهران خارج شوند. اتفاقا با خارج شدن دولت و نظام اداری از تهران مشکلات تهران کمتر خواهد شد.  با رفتن دولت و نظام اداری و وابسته های ان و  جمعیت کثیری که وابسته به دولت می باشد از شهر از مشکلات کاسته شده و سرنوشت تهران به گونه ای دیگر خواهد شد. اگر دولت و نظام اداری و تصمیم گیری از تهران خارج شود احتمالا دیگر زلزله هم در تهران به وقوع نخواهد پیوست. زیرا با وجود حضور دولت و نظام اداری هر روز در تهران زلزله می اید. حداقل ترس از وقوع زلزله از تهران خواهد رفت. تا کنون دیده نشده است که نیرو و سازمانی در رفع مشکلات تهران اقدامی کرده باشد با خروج دولت از تهران ممکن است زلزله به وقوع پیوندد. این زلزله یکبار خواهد بود نه هر روز و شب و …  .

تهران و دولتهای ایرانی

دسته‌بندی نشده بدون دیدگاه »

معلوم نیست که اینهمه کنایه، اعتراض، کنترل و نظارت و در نهایت دشمنی به شهر تهرانی که بخواهیم و نخواهیم، بخواهند و نخواهند بخش  مهم هویت کج و معوج ایران امروز و ایرانی امروزی است، از کجا ناشی می شود. اینکه همه نیروهای مدیریتی و سیاسی کشور جمع شده اند و توان حل مشکل ترافیک تهران را ندارند، نشان از هم مهم بودن ترافیک و مشکلات شهر تهران دارد وهم اینکه نشان از ناتوانی مدیران شهر تهران در حل این نوع مشکلات دارد و از طرف دیگر می تواند نشان از بغض و کینه عده ای از روستا آمده و میل به روستا در دل داشته باشد. اینکه نمی شود مشکلاتی چون ترافیک، خیابان گردها، مزاحم های خیابانی، سدمسعبر کننده های شهری،  آلودگی هوا، سیستم فاضل آب و … را حل کرد، سخنی بی حساب است. زیرا بسیاری از کشورهای دیگر جهان نیز از این نوع شهرها داشته و مردم بعد از حل مشکلات ان توانسته اند با اسایش و آرامش زندگی کنند. به طور خاص شهری چون شیکاگو و فرانکفورت و لندن و پاریس قبل از همه شهرها شهر بوده و قبل از دیگر شهرها دارای مشکلات شهری بوده اند و مردم در آنها زندگی می کنند و راحت هم هستند. حداقل مشکلاتی که ما در تهران با ان درگیر هستیم را ندارند. شواهد تجربی و پیرامونی زندگی ما نشان از حل مشکلات شهری مانند شهر تهران دارد. شهری چون پاریس بیش از یکصد سال است که متروی زیرزمینی و خط آهن روی زمین دارد و مدیران شهر تهران در سامان دادن امور متروی کشور از همه امکانات استفاده کرده و همه مشکلات را هم به زیر زمین تهران برده و در ان می جنگند. به طور خاص جنگ و جدال وقتی بیشتر نشان داده می شود که افتتاح پروزه ای در پیش است.

روزهای اخیر شنیده می شود که تهران شهر بحرانی است و باید شهر را ترک کرد. رئیس دولت اینبار به سخن آمده و سخن از مشکلات شهر کرده است. می گوید شهر را خالی از سکنه کرد و مردم را در گروههای کوچک – در حد بیست و پیج هزار نفری در شهرک هایی خاص جا داد. احتمال زلزله و  و سیل و اعتراض و آشوب و  دیگر بلایای طبیعی و اجتماعی و سیاسی هست. مشکل هم در وقوع حوادث و بلایا می باشد و هم در عدم توانایی دولت در ساماندهی آنهاست. برای حل مشکلات شهر تهران رئیس دولت نابودی شهر تهران را پیشنهاد می کنند. برای حل مشکلات شهر کمتر اقدامی جمعی صورت گرفته است. کمتر دیده و شنیده شده است که مسئولین شهر و کشور که در این شهر زیست می کنند و حیات انها به حیات شهر وابسته است دور هم جمع شده باشد و با حسن نیت اقدامی جدی کرده باشند. روزی بوذرجمهری دروازههای شهر را خراب کرد و شهر را به ویرانی نزدیک کرد و روزهای بعدی هم شهردارهای دیگر به اینکار اقدام کردند. امروز ایران دیگر یک نفر نیست که شهر تهران را نابود می کند. همه امده اند تا شهر را ویران کنند. شهری که در طول بیش از دویست سال گذشته ساخته شده و امکانات انسانی و مالی و سازمانی کشور در ان مستقر شده است را می خواهند در اثر لجاجت و مخالفت با حوادثی که از عمل خودشان حاصل شده است را نابود کنند.

حال که اینگونه شد پیش به سوی نابودی تهران. برای اینکه در اینده دیگر در تهران اعتراضی نباشد بهتر است که شهر نابود شود. برای اینکه شهر فشاری در زندگی مدرن نشود بهتر است که شهر ویران گردد. این است که شعار پیش به سوی نابودی تهران بهترین شعار می باشد. این شعار از زبان وکلام رئیس دولت امده است و ما هم که همه تابع نظام سیاسی هستیم و قصد داریم در این دایره عمل کنیم بهتر است شعار را جدی گرفته و همه امکانات این شهر را به بیرون ریخته و انرا ناتوان کنیم.

انسان ایرانی و اندیشه ورزی

دسته‌بندی نشده بدون دیدگاه »

یکی از ساحت های اصلی بشر اندیشه و اندیشیدن در مورد دیبروز است تا عبرت آموزی برای عمل و اندیشه  در مورد امروز و فردایش شود. در این مسیر است که هم می بایستی توان و علاقه و امکان اندیشیدن برای بشر در جامعه وجود داشته باشد و هم اینکه دیروز و امروز و فردایی نیز وجود داشته باشد. در نزد همه انسانهای مدرن اهل تلاش و کار و حضور در زندگی کمتر شبهه ای در مورد امکان اندیشیدن در مورد دیروز و امروز و فردا وجود دارد. ولی برای انسان ایرانی هنوز این امر و امکان پذیری آن به صورت معما جلوه می کند. بسیاری از مدعیان تفکر و سامان دهندگان جامعه قصد دارند تا به بشر ایرانی بیاموزند  که چگونه اندیشه کند و در مسیری که می خواهد بیندیشد چه گامهایی بردارد که مبادا خطاکار نشود. آنقدر مراقبت و نظارت بر انجام عمل اندیشیدن در جامعه زیاد شده است که اصلا کسی نمی تواند خطا کند. زیرا همه دچار خطا شده اند و کسی دیگر مشغول اندیشیدن نیست. الزامهای اندیشیدن آنقدر زیاد شده است  که دیگر فرصتی برای اندیشیدن باقی نمانده است. بیشتر کسانی که قصد داشتند تا حوزه اندیشه و تفکر در جامعه را سامان دهند مشغول  طراحی الزامها و شرایط اندیشیدن شده اند. اگر هم گروهی فرصت اندیشه ای یافته است به زعم مدعیان اندیشه به خطا رفته اند. زیرا سخنی بدست امده است که تصور ان در برنامه اندیشه ای وجود نداشته است. به طور خاص این خطاب به نخبگان جامعه، کسانی که برای اندیشیدن ساخته شده و کاری به جز اندیشه و تفکر در مورد جریانهای جاری و آتی ندارند، می باشد.  اصرار بر این شده است تا عده ای که توان راه رفتن و اندیشیدن را ندارند عصای دست نخبگان کشور شوند و به آنها نحوه اندیشیدن بیاموزند. در این مسیر است که یکباره صدا و سیما وارد میدان شده و به اموزش نخبگان کشور اقدام می کند. البته شوراهای بسیار دیگری نیز برای اینکار تهیه شده و اندیشه باختگان در ان جمع شده و اندیشیدن را به نخبگان در حال و آینده آموزش خواهند داد.  به نظر می آید در اینده ای نزدیک از نخبگان کشور که باختگان کشور شده اند دعوت به حضور در کلاش اندیشیدن خواهد شد.

Recent Posts

Recent Comments

About

This template is built with validated CSS and XHTML, by Bad Credit.


جامعه ایرانی – مدرنیته ی ایرانی Proudly powered by Wordpress Themes Entries (RSS) and Comments (RSS). Theme Splatter by Web Hosting Answer