بازنده اصلی مناظره های تلویزیونی

 

     یکی از مظاهر دموکراسی و دموکراسی خواهی در هر نظام سیاسی با هر شکل و صورت و دامنه، بیان نقاط ضعف و مشکلات موجود می باشد. در بحث هایی که در درون نظام اجتماعی و سیاسی با وجود دموکراسی شکل می گیرد، نقد رفتار و گرایش و نگاه و عمل گروه حاکم است. اگر چنانچه همه کسانی که مدعی دموکراسی خواهی هستند به جای نقد و ارزیابی به دفاع از وضعیت موجود اقدام کنند، زمینه ای برای اصلاح و بهبود شرایط فراهم نخواهد شد. بدین دلیل است که با فراهم شدن کمترین شرایط ارزیابی وضعیت موجود، نقد و بررسی عملکرد گروه حاکم پیش می آید. این اتفاقی است که در دوره انتخابات ریاست جمهوری دهم برای گروههای اجتماعی منتقد دولت نهم فراهم شده است.  در ادامه به ذکر چندین نکته اصلی اشاره می شود:

۱ -  انتظار از گروههای رقیب و منتقد دولت نهم در نادیده گرفتن نقاط ضعف و مشکلات موجود – اعم از مشکلاتی که نتیجه عمل این دولت است و همه دولتهای قبلی – بی معنی است.  اصل در مبارزه انتخاباتی ریاست جمهوری در ایران نقد و ارزیابی عملکرد دولت موجود می باشد. حتی اگر دولت جدید جامعه را از فقر نجات داده باشد، گروه رقیب می بایستی به نقد بپردازد. در این جریان است که مشکلات موجود مورد نظر قرار خواهد گرفت.

۲ – هر دولتی که بر سرکار بیاید مسئول کارهای همه دولتهای قبلی است. به عبارت دیگر، دولت احمدی نزاد مسئول عمل و سیاست های همه دولتهای قبلی است. زیرا با آمدن دولت جدیدی انقلاب صورت نگرفته است. رزیم تغییر نکرده است. نگاهی که دوستان بر سرکار آمده در دولت نهم داشته اند بوی انقلاب می دهد. تصور انها این است که امدن آنها بر قدرت حکایت از شروع مجدد است. این معنی را بنده از بدو کار دولت جدید در حوزه های متعدد تحت عنوان “بنیادگرایی سیاسی و فکری” یاد کرده ام. امروز هم شاهد این معنی هستیم. دولت جدید در ادامه دولتهای قبلی است. زیرا همه دولتهای ایرانی در رزیم جمهوری اسلامی قرار داشته و اصل بر رعایت اصول کلی نظام و ادامه جریان انقلاب اسلامی است. اینکه بعضی از آقایان و خانم ها در این دولت تصوری متفاوت از کل نظام دارند، به انقلاب فکر می کنند. انقلابی متفاوت از انقلاب اسلامی.

۳ – دولت نهم با طرح مسائل متعدد سعی کرده است تا کل نظام جمهوری اسلامی را زیر سوال ببرد. در بیان های متعدد دیده شده است که آقای دکتر احمدی نزاد مخالف سیر نظام جمهوری اسلامی تا کنون از بدو تاسیس تا کنون بوده است. این نوع نگاه نشان از شروع مجدد در نظام  می باشد. این شروع مجدد در درون نظام امکان ندارد. شروع مجدد که در درون نظام نیست. شروع مجدد علیه نظام است. این است که می گویم داعیه دولت نهم انقلابی دیگر است. انقلابی است که حاصل ان دولت اسلامی است تا جمهوری اسلامی، انقلابی است که در ان روحانی و روحانیت جایی ندارد، انقلابی است که در ان متخصص وجود ندارد، انقلابی است که در ان فرهنگ بی معنی است، و انقلابی است که در ان همه امور سیاسی است و تابع نظر رئیس جمهوری است.

۴- یکی از داعیه های اصلی نظام اسلامی از قدیم تا کنون اخلاق و فرهنگ بوده و می باشد. اینکه کسی را مسلمان گفته اند به دلیل اینکه فردی اخلاقی و فرهنگی است. حاصل عبادات او اخلاق می باشد. این اصل در مباحثه تلویزیونی آقای دکتر احمدی نزاد و آقای مهندس موسوی مورد خدشه قرار گرفت. گفته شد که همه افراد بزرگ کشور دارای پرونده هستند. این پرونده ها هم اماده اقدام است. جالب است کسانی که در این کشور نماد انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بوده اند دزد می باشند. در این صورت ایا می توان مطرح کرد که مخالفان این افراد دزد نیستند و باید به حرف و سخن انها گوش کرد؟ ایا واقعا همه کسانی که اقای احمدی نزاد انها را دزد می خوانند و در طول انقلاب منشا خدمات بسیاری بوده اند،  به خطا رفته و کسانی که امروز به قدرت رسیده اند خادم و درستکار هستند؟

۵- در این نوع نگاه چندین اتفاق عمده صورت گرفت که بی توجهی به انها می تواند اساس نظام جمهوری اسلامی را مورد سوال و خدشه قرار دهد. اولا اینکه اصلی ترین چهره های انقلاب اسلامی دزد و خطا کار می باشند. دامنه این خطاکاری را هر کس با هر سلیقه ای می تواند تعیین کند.  ثانیا اینکه هر کسی مجاز است علیه دیگری پرونده سازی کند و به هر شکل و صورتی که خواست به افشاگری اقدام کند. ثالثا اینکه نظام حقوقی در کشور بی معنی است. کسی در این کشور نیست که داور حقوقی و قانونی باشد. قوق قضائیه بی معناست. در حالی که عامل کنترلی همه افراد و نیروهای اجتماعی و سیاسی در نظام های جدید قوه قضائیه است. خطاها می بایست از طرف قوه قضائیه طرح و مورد بررسی قرار گیرد. عمل صورت گرفته در مناظره تلویزیونی نشان داد که قوه قضائیه در کشور اهمیتی ندارد. من نمی دانم حضور علمای بزرگ و  صاحب فضل و علم در قوه قضائیه چه حاصلی برای کشور می توانند داشته باشند؟

۶- بازنده اصلی مناظره تلویزیونی فرد و گروه عصبانی و فغان کش و پیروز ان فرد و گروه با ادب و با اخلاق بود. اگر اقای احمدی نزاد بازنده انتخابات نبود این همه عصیان و اعتراض و دعوی  و پرونده سازی لازم نبود. عمل و رفتار کاندیدایی به نام اقای دکتر احمدی نزاد نشان از باختن در صحنه انتخابات است. فرد پیروز که دعوای نمی کند. فرد بازنده است که عصبانی می شود. خصوصا اگر تقوی و ادب هم نداشته باشد.

۷- گروهی که دارای قدرت است و از روند انتخابات به طور کامل اطلاع دارد و همه امور کشور را مدیریت و کنترل می کند می بایست حافظ قانون و دموکراسی و اخلاق و فرهنگ عمومی باشد. چه شده است که مدافعان نظام و دولت به جای انجام وظایف قانونی شان علیه نظام عمل می کنند و عصیان و اعتراض و بداخلاقی را رواج می دهند؟ ایا این نوع عمل نشان از بازنده واقعی شدن انها نیست؟ به نظر می اید اقایان در جریان مبارزه انتخاباتی بازنده اصلی شده و در اثر عصبانی شدن، فحش و اتهام و دعوی راه می اندازند. .. این کار مانند عمل اقایی است که در دانشگاه بازنده انتخابات شد و در نتیجه اعتراض و تهدید را علیه همه مخالفان پیشه کرد و تا مرز جنون پیش رفت و اصل علم و دانش و انتخابات را نابود کرد.

و …