ایران امروز (۹)
دستهبندی نشده ۰۳ تیر ۱۳۸۸تبدیل رقیب به دشمن
با پی گیری خوادث اخیر – بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران – نکاتی مهم به چشم می خورند که بی توجهی به آنها می تواند منشا گرفتاری های بسیاری در ایران آتی باشد. در ادامه به بعضی از انها توجه می شود.
۱ – پروزه تبدیل رقیب به دشمن
فضای عمومی جامعه به گونه ای در حال رقم خوردن است که رقیب به هر شکل و نوعش که امری و واقعیتی درون جامعه ای است به دشمن به عنوان امری بیرون جامعه ای در حال تبدیل شدن است. اینکه بسیاری در رسانه ملی قبل و بعد از خبر شبانگاهی به نقد و نفی و ایراد اتهامات بسیار به منتقدان می پردازند و از انها چهره هایی بی منطق و ضد نظام می سازند، سیاست تبدیل رقیب به دشمن دنبال می شود. ایا کسانی که در این راه قرار دارند، از نتایج متعدد این سیاست اطلاع دارند؟ آیا تصوری از جامعه بدون رقیب دارند؟ ایا می دانند که جامعه بدون رقیب حتی ساختگی جهنی است غیرقابل تحمل؟ ایا می دانند که رقیب به دشمن تبدیل شده دیگر قابل مهار کردنی نیست؟ آیا می دانند که رقیب به دشمن تبدیل شده به چه میزان قدرت افشا گری و اعتراضی پیدا می کند؟ ایا می دانند که دامنه رقیب به چه میزان است که دشمن شدن انها می تواند منشا بحران سازی های بزرگ و ماندگار شود؟ و هزاران سوالاتی از این دست. بهتر نیست کسانی که بی محابا در این راه وارد شده و در پروزه “تبدیل رقیب به دشمن” شرکت کرده اند، کمی تامل کنند و بر اساس منافع ملی عمل کنند!
۲ – دوقطبی شدن جامعه
جامعه ایرانی کمتر از فضای دو قطبی برای سازندگی و توسعه بهره برده است. البته فرصت طلبان و ریاکاران وضعیت دو قطبی بهترین بهره ها را برده اند. ولی خادمان و دوستداران ایران و اسلام نتوانسته اند از فضای دو قطبی برای ساختن و بهبود شرایط استفاده ای بکنند. دو قطبی کردن جامعه امکانی برای از بین بردن سرمایه های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی است. بهتر نیست کمی با احتیاط بر طبل جنگ و دشمنی کوفته شود و به جای فضای دو قطبی و پروزه تبدیل رقیب به دشمن به آشتی ملی و همکاری فکر شود. بهتر نیست به جای ادامه دامنه منازعات و اختلافات به وجوه مشترک و داعیه های اصلی توجه شود. چرا به جای ارزشهای امروزی که معلوم نیست از کجا امده است به داعیه های اصلی انقلاب اسلامی و ارزشهای حاکم بر ان تاکید شود. اگر در نظام اسلامی ایرانی اصل بر جمهوریت است چرا به ان بر نمی گردیم. اگر اصلی ترین ارزش در انقلاب اسلامی اهمیت دادن به نظر کارشناسان و نخبگان است، چرا به این ارزش توجه نمی کنیم. اگر در نظام اسلامی اصل بر اجماع نخبگان است چرا در این زمینه کاری نمی کنیم و … چرا به جای اینهمه کار و راه و اقدام به فضای دو قطبی دامن می زنیم. آیا فکر کرده ایم که فضای دو قطبی به نفع چه کسانی خواهد شد؟ بهتر نیست کمی از زدن بر طبل دشمنی کاسته و بر طبل دوستی بزنیم؟
۳ – تبدیل رسانه ملی به رسانه گروهی
این هم یکی از مشکلاتی است که جامعه ایران در حال دچار شدن بیشتر است. چرا رسانه ملی اینقدر یک طرفه مسائل را مورد بررسی قرار می دهد؟ ایا مدیران این رسانه به فکر این هستند که در اینده با چه هزینه و انرزی خواهند توانست به دعوت از مخاطبانی بی تفاوت اقدام کنند؟ آیا برای پیدا کردن مخاطب به جای ارائه برنامه هایی سبک و بی محتوای و غیر اخلاقی به طرح سیمای واقعی جامعه امروز اقدام شود بهتر نیست؟ به نظر می اید، نیازی به تبدیل کردن رسانه ملی به رسانه یک سویه نیست. این نوع عمل انقدر بی پیرایه صورت گرفته است که تا کنون همه دعوت شده ها برای مصاحبه و تحلیل اوضاع از میان مقامات کشور به این مسئله توجه کرده و مدیران رسانه را از وارد شدن به یک سو نگری اجتناب کرده اند.
۴- غلبه کردن وجه پنهان و حاشیه ای بر مرکزی.
شرایط به گونه ای در حال شدن است که وجه و ساحت حاشیه ای و پنهان بر وجه و ساحت آشکار و مرکزی غلبه یافته و جامعه ضمن اینکه به لحاظ سیاسی دو قطبی شده است به دو قطبی شدن اجتماعی سیر می کند. شاید بتوان با آشتی بین رهبران و مدیران و احزاب ماجرای دو قطبی شدن در سطح سیاسی را تا حدی جبران کرد و لی معلوم نیست با سیاست های جاری و یکباره جامعه دو قطبی و دو ساحتی شده را سامان داد. وجه پنهان شده ای که مسلط است می تواند منشا حوادث ناشناخته شود. بهتر است در این زمینه مدیران و سیاست مداران و سیاست گردانان کاری کنند و از دوقطبی شدن بیشتر جامعه جلوگیری کنند. هر چند که دخالت یک شبه و یکباره و ناشیانه هم کاری سرانجامی نخواهد داشت. دو قطبی شدن جامعه به نفع قطب ناشناخته خواهد بود هر چند قطب مرکزی نسبت به این امر بی تفاوت یا بی اعتنا شود. .
۵ – پروزه جدایی دولت از جامعه
شرایط به گونه ای در حال رقم خوردن است که می تواند پروزه جدایی دولت و جامعه، سیاست از فرهنگ، برنامه ریزی از عمل، و … محقق شود. در این زمینه کاری اساسی لازم است. برای جلوگیری کردن از تحقق این پروزه بهتر است نیروهایی میانی وارد عمل شده و از بروز حفره ها و شکاف های زیاد جلوگیری کنند. با توجه به شرایط موجود، این سوال مطرح است که این نیروی میانی و اعتدالی در کجا قرار دارد و چگونه می تواند به میدان بیاید؟ اعتماد سازی با این نیرو و دعوت از او برای دعوت جامعه به وضعیت اعتدالی لازم است.
۶ – …



تیر ۳م, ۱۳۸۸ at ۴:۴۰ ب.ظ
سلام دکتر! آیا پروژه تبدیل رقیب به دشمن در وضعیت کنونی یک پروژه از پیش اندیشیده شده است؟و آیا کسانی که بر این اساس عمل می کنند امری به نام منافع ملی برایشان موضوعیت دارد یا امر دیگری همچون قدرت و ایدئولوژی بر سایر امور برایشان مرجح است؟