جامعه شناسی برای جامعه نه برای …
دستهبندی نشده ۲۵ مهر ۱۳۸۸تعیین رابطه جامعه شناسی با جامعه ایرانی طی چندین گام و مرحله ممکن است. جامعه شناس بودن، جامعه شناسی را شناختن، جامعه را شناختن، اقدام برای شناسایی جامعه کردن، و در نهایت بر اساس معرفت جامعه شناسانه در که در مورد جامعه بدست می اید، امکان مداخله گری در جامعه فراهم می شود. هر یک از این گام ها نیاز طی زمان و با زحمت بسیار بدست می آید.
۱ - در ارزیابی وضعیت جامعه شناسی در ایران قبل از همه چیز و اقدام و فکر و کار، بهتر است معلوم شود که کدام جامعه شناسی مورد سوال و نظر و داوری است. آیا منظور از جامعه شناسی جامعه بینی است یا اینکه مهندسی اجتماعی است یا جامعه شناسی به معنی اندیشه ای مدرن در مورد جامعه ای مدرن است. کدامیک؟ تعیین هر یک از این عناوین و تعابیر در مورد جامعه شناسی راهی متفاوت در ارزیابی وداوری جامعه شناسی و تعیین آینده آن می طلبد. اگر جامعه شناسی را جامعه بینی بدانیم، گفته ها و شنیده ها و داوری ها متفاوت از این خواهد بود که جامعه شناسی را مهندسی اجتماعی بدانیم. درست است که جامعه بینی اولین گام و مهندسی اجتماعی آخرین گام جامعه شناسی است. اما در این میان جامعه شناسی به ماهو جامعه شناسی، جامعه شناسی به عنوان معرفتی مدرن در مورد جامعه مدرن، عنصر ساماندهنده و پیوند دهنده جامعه بینی و مهندسی اجتماعی است.
در نقد و ارزیابی جامعه شناسی نمی توان بدون درک درست از جامعه شناسی به ما هو جامعه شناسی کاری کرد. به این دلیل است که برای داوری و نقادی جامعه شناسی اول می بایست جامعه شناس بود. اول می بایست دانست که جامعه شناسی چیست و بعد معلوم کرد که جامعه شناسی که معنای و دامنه و حوزه های خاصی دارد توانسته است برای جامعه مفید باشد. داوری در مورد جامعه شناسی بدون درک و آگاهی در مورد جامعه شناسی به عنوان معرفتی جدید و دارای پاردایم ها و گفتمان ها و روش ها و تجربه ها و داعیه های متفاوت و بعضا معارض امکان پذیر نیست. در نتیجه برای داوری در مورد جامعه شناسی می بایست جامعه شناس بود. این اصل در مورد دیگر دانشها هم صادق است. نمی توان بدون دانش فلسفی در مورد فلسفه داوری کرد. داوری فلسفی امکان نقد وبررسی فلسفی را فراهم می کند نه داوری غیر فلسفی در مورد فلسفه.
برای وارد شدن به حوزه نقادی جامعه شناسی بهتر است اول به لحاظ مفهومی و نظری و روشی و تجربه ای جامعه شناس شد. حتی زمانی کوتاه هم دانستن دانش جامعه شناسی لازم است. برای دست یابی به این سطح از اگاهی و معرفت نیاز به دانشجوی جامعه شناسی بودن است. بسم الله. هر کس که قصد نقادی جامعه شناسی را دارد می بایستی اول شاگرد جامعه شناسی شده و در نهایت در طی زمان دانشجویی و دانش پژوهی امکان نقد و داوری را برای خود و دیگری فراهم سازد.
۲ - اینکه جامعه شناسی در ایران به چه میزان و چگونه مفید است و می تواند مفید باشد، افزون بر شناسایی جامعه شناسی نیازمند به شناسایی جامعه ایران هم هستیم. این شناسایی بیشتر از طریق جامعه شناسی می تواند بست آید تا دیگر معارف . زیرا دیگر معارف موضوعی متفاوت از شناسایی جامعه و تحولات آن دارند. به طور خاص فلسفه هرگز داعیه شناسایی جامعه را ندارد همانطور که اقتصاد این داعیه را ندارد. دیگر علوم که اصلا نمی توانند این داعیه را داشته باشند.
۳- اقدام برای مداخله گری و اثرگذاری در جامعه. حاصل کار کسی که به این حوزه وارد می شود سخت تر از ان است که تصور می شد. فقط شناسایی جامعه شناسی اصل نیست. شناسایی جامعه شناسی مقدمه شناسایی جامعه است. که این خود زمینه نوع و نحوه مداخله در حیات اجتماعی است.
در یادداشت های بعدی هر یک از مراحل اشاره شده در فوق به بحث بیشتری گذاشته خواهد شد.



مهر ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۳:۱۱ ق.ظ
استاد عزیز اولا سلام عرض می کنم .وامابعد:دکترنازنین فرمایشات شما علی الاصول درست و منطقی است اما همه تلاش ارزنده شما بر یک فرض خطرناک مبتنی است وان اینکه حرف اقایان در خصوص مشکل دار بودن جامعه شناسی را جدی گرفته اید.شما بهتر از امثال من دانشجو می دانید که این حملات ربطی به علم و ماهیت علمی جامعه شناسی ندارد. می فرمایید این طور نیست. کافی است یک مقاله بنویسید یا سمیناری ترتیب دهید و در ان اعلام فرمایید که حسب اخرین تئوری های جامعه شناسی عملکرد اقایان درست و منطقی و ترقی خواهانه بوده است انوقت می بینید چه فرمایشات مایه داری در تایید و تکریم و تعظیم جامعه شناسی و جامعه شناسان خواهند گفت.البته بی شک اساتید با شرف جامعه شناسی اهل اینگونه اعمال نبوده و نیستند والا حداقل در این سی سال یک جامعه شناس برای نمونه هم که شده وزیری وکیلی می شد. شکرخدا که نشدند. ثانیا ( و این نکته مهم تری است) این حملات این اقایان به جامعه شناسی بهترین دلیل و مدرک بر درست امدن راه تا کنون بوده است. اگر چه ما اهالی جامعه شناسی خود نقدهای بسیار به وضعیت علوم انسانی داریم که اتفاقا عمده این مشکلات به همین اقایانی بر می گردد که اینک فریاد و فغان شان علیه جامعه شناسی بلند است. دکتر عزیز شما بهتر می دانید بسیاری از داد و فریاد ها ناشی از ناکامی و عدم وصول به استان و استانه جامعه شناسی است و الا من و شما خوب میدانیم لفظ جامعه شناسی چقدر برای این اقایان دلربا است.چون از وصل معشوق ناکامند ناجوانمردانه از زشتی و بدی ان می گویند. یکی نیست بپرسد اگر اینقدر از جامعه شناسی غربی بدتان می اید چرا هنگام سخنرانی در صدا و سیما در مورد موضوعی همچون حیض و نفاس یک لپ تاب فرداعلای مارک توشیبا جلویتان باز است و اگر بتوانید رفرنسی هم به هابرماس و فوکو می دهید.فحش دادن شان به جامعه شناسی مثل فحش دادت شان به امریکا است که همه می دانیم چقدر شیفته و عاشق دلخسته انند.پای هم پیر شوند انشاالله اما فعلا که دارند ما را پیر می کنند.امان از وقتی که ادم دلش چیزی را بخواهد اما مجبور باشد ضدش را بگوید.