راههای برون رفت از بحران در ایران
دستهبندی نشده ۲۹ دی ۱۳۸۸در اینکه عده ای بدون کمترین تلاشی سعی می کنند بحران ایجاد شده در ایران را پایان یافته اعلام کنند و با صدایی بلند در نزد هوادارانشان اعلام کنند که کشور ایران دارای همبستگی بسیار زیادی است و از میران افزایش همبستگی میل به ساختن جهان غربی را پپدا کرده اند. این گروه که منشا همه حوادث و وقایع ایجاد شده در کشور می باشند از طریق فرافکنی مشکلات درون نظام اجتماعی را نادیده گرفته و سعی کرده و می کنند تا جامعه جهانی را دارای مشکل جلوه دهند. این گروه از افراد که قدرت سیاسی و اجرایی کشور را در اختیار دارند اصرار دارند تا به قیمت نادیده گرفته شدن مشکلات اساسی داخل کشور اذهان طرفداران کمشان را به جهان خارج کرده و مشکل تراشی برای دیگری کنند تا فهم دقیق از مشکلات جاری کشور ایران داشته باشند. از طرف مدعیان ضد غرب و مدرنیته در ایران بیش از چند دهه است جامعه آمریکایی و غربی در حال فروپاشی است . نمی گویم که غرب دارای مشکل نیست. اتفاقا مشکلات غرب بسیار مهم تر و متفاوت از ان نوعی است که از طرف این گروه اعلام می شود. مشکلات غرب و امریکا را روشنفکران و متفکران غرب و امریکا می شناسند و اعلام می کنند. ما هم می بایستی در مورد این سرزمین و فرهنگ به داوری پرداخته و از خود سخن بگوییم. اگر همیشه از دیگری سخن بگوییم دچار عوام زدگی خواهیم شد که شده ایم. عده ای مدعی بحران در غرب خواهند شد که از فهم مشکلات و مسائل جاری در کشور عاجز هستند. با ترجمه کتابی و متنی از منتقد غربی که منتقد غرب و مدرنیته نمی شود شد همانطور که با ترجمه کتابی و متنی از مدافع غرب و مدرنیته نیز نمی توان مدافع غرب و مدرینته شد. متاسفانه در کشور ما افراد بسیاری از قبیل مشتی حسن و مشتی حسین ها در نظام دانشگاهی یافت می شوند که با نشخوار نقد های غربی ها از غرب ضد غرب و مدرنیته شده و خود و اصحاب تابع حزبی و مرامی شان را مخالف نوگرایی و تحول در ایران و مدافع سنت کرده اند. آنقدر از فهم مسائل عاجز هستند که سنتی که مدافعان سنت در غرب می گویند با سنت ایرانی متفاوت است و مدرنیته ای که انها به نقد و دفاع می پردازند از انچه که در این کش کشور جاری و ساری است متفاوت است.
بهتر است برای برون رفت از بحران ایجاد شده گام هایی بلند برداشت. بسیاری در این زمینه سخن گفته اند ولی کمتر کسی گوش شنوایی در این زمینه داشته است. به چندین گام عمده اشاره می شود:
۱- برای برون رفت از بحران باید پذیرفت که بحران وجود دارد. باید پذیرفت عده ای از بحران های ایجادشده سخن بگویند. همین که در این زمینه سخن گفته شود، زهر و تخریب بحران کم می شود و عقل و داوری و انصاف پیش می اید.
۲- نیروهایی که در این زمینه درگیر هستند وارد میدان شده و به طور آشکار به سخن و داوری بپردازند. در ایران متاسفانه خبرسازی و شایعه پردازی بیداد می کند. بسیاری می خواهند که حساب رقیب را برسند. بسیاری می خواهند صلح برقرار شود. بسیاری می خواهند فروپاشی اجتماعی محقق شود. بسیاری می خواهند به قدرت دست یابیند و بسیاری می خواهند قدرت بدست اورده را حتی به میزان فروپاشی سیاسی و اجتماعی از دست ندهند. برای خارج کردن این افراد از حوزه تصمیم گیری، بایستی به سراغ همه کنشگران اصلی حوزه بحران رفت و از انها خواست تا به سخن بیایند.
۳- به جای توجه به بیرون به شرایط پیرامونی توجه شود. اینکه خارجی ها چه می گویند مشکل ما را حل نخواهد کرد. خارجی ها که همیشه خارجی بوده اند و خارجی خواهند ماند.
۴- درک گفتمان مرکزی مطرح شده با طرفین بحران اجتماعی ضروری است.
۵ – نیرو و فرد اصلی که بحران را زمینه سازی کرده و هم اکنون نیز با بی توجهی به شرایط بهره گیری می کند، معرفی و مورد مواخذه قرار گیرد. اینکه در ادعیه اسلامی اولین فرد و نیرویی که منشا اختلاف شده است سرزنش شده است، به معنی بازگردان امور به موقعیتی درست و اساسی است. چه کسی اولین اتهام را به بزرگان کشور روا داشت؟ اولین فرد و نیرویی که سخن ناروا در مورد انقلاب اسلامی ارائه داد باید معرفی شود تا اساس مشکلات بدست اید.
۶- نقد و بررسی کارهایی که در چند ساله گذشته در دولت نهم انجام شده است، ضروری است. اتفاقا نقد و بررسی دولت نهم امروز و در زمان حال باید صورت گیرد. زیرا اساس همه گرفتاریهای امروز ایران در دولت نهم و سیاست گذاری و روشهای بکار برده شده می باشد.
۷- زمینه ها و بسترهای تولید نیروی جدیدی تحت عنوان “لباس شخصی ها” در حوادث ایران معاصر ضروری است. لازم است جایگاه نیروی لباس شخصی در ایران معلوم شود. اسن نیرو با مجوز و مدیریت و هزینه و سازمان دهی چه فرد و گروهی در ایران شروع بکار کرده و داوری عمل آنها به واسطه چه کسانی دنبال می شود. سهم این نیرو در حوادث ایران چیست و چگونه می توان انها را در نهاد مدنی و رسمی سامان داد.
۷- رابطه ای که بین حوادث جاری در ایران با افراد و گروههای افراطی وجود دارد معلوم شود. به طور خاص جایگاه گروههایی که مدعی فروپاشی به هر قیمتی هستند و بدون هیچ هزینه ای در کسب بیشترین منفعت می باشند، معلوم نشده است. آقایی از شهر واشنگتن به ضدیت با اعتقادات مذهبی مردم – مهدویت – می پردازد و دیوانی نیز در ایران خود را مشاور و همکار حضرت مهدی (ع) می داند و هر روز و شب به تحلیل دین و دینداری و بیان ارتباطات شبانه و روزانه در بیابانهای کشور با ایشان اقدام می کند. چرا بزرگان دین و سیاست در کشور این دو جریان را با یکدیگر نگاه نمی کنند. ایا نمی توان فرض کرد که یک نیرو در دو لباس در جهت تخریب بینانهای فکری و اندیشه ای مردم هستند. عده ای مخالف نظام و عده ای دوستدار دلباخته نظام. در این مسیر می بایستی در جهت شناخت این دو نیرو و رابطه شان با یکدیگر و سهمی که در تخریب بینانهای فکری در ایران داشته اند، اقدام کرد.
۸- به جای ورود متهمان حوادث برای نجات، لازم است نیروی میاندار و بی طرف به رسمیت شناخته شود تا کار نهایی بدست این نیرو انجام شود. برای برون رفت از بحران چاره ای به جز به رسمیت شناختن نیروی میاندار بی طرف و بی اعتنای به قدرت نیست. این نیروست که خواهد توانست کشور را از بحران جاری نجات دهد تا کسانی که در حوادث جاری متهم می باشند.
۹ -



Recent Comments