منبع شناسی ۱

 در حوزه جامعه شناسی تاریخی ایران و مطالعات تاریخی ایران مشکلات بسیاری وجود دارد. از اصلی ترین و با اهمیت ترین آنها که می بایستی به طور جدی به آن توجه کرد و از مورخان، جامعه شناسان، فرهنگ شناسان، دین شناسان، باستانشناسان، مردم شناسان، جمعیت شناسان، و اقتصاددانان درخواست کرد که در این زمینه به بحث و بررسی بپردازند،  محدودیت منابع مورد استفاده برای استفاده محققان است. زیرا درک ما از واقعیت تاریخی از طریق منابع تاریخی ممکن است. محدودیت منابع تاریخی به معنی نقص و ضعف در شناسایی واقعیت های تاریخی است. آنچه که به عنوان واقعیت های تاریخی شناخته شده و می تواند مورد شناسایی قرار گیرد، بیش از اینکه معطوف به منابع معتبر تاریخی باشد، بیشتر ریشه در ادعای تعدادی از افراد و گروههای سیاسی و دولتها در مورد گذشته است و جایی برای تحقیق عالمانه فراهم نیست. به دلیل اینکه واقعیت های گذشته که به طور مستقیم به واسطه محقق قابل احصاء نیستند. در نتیجه منابع موثق لازم است.  وجود منابع موثق و معتبر که با روشهای علمی به ثبت وقایع اقدام کرده یا اینکه در مورد شرایط گذشته بحث و بررسی کرده اند، شرایط مناسب پژوهشی برای محققان امروزی را فراهم می کنند. در این یادداشت نمی گویم عده ای در ادامه تب نظریه سازی به منبع سازی تاریخی اقدام کنند. اتفاقا این کار به واسطه بعضی از محققان مدافع تز سلطنت ایرانی در رژیم گذشته صورت گرفت و کار آنها مدل برداری از تلاش مارکسیست های روسی برای بازنویسی تاریخ ایران بود. حاصل کار این دو گرایش سیاسی به جز اتلاف امکانات و وارد کردن ابهامات تا مناقشه های جدید در فهم جامعه و تاریخ ایران چیزی دیگر نبود. نمی گویم منبع سازی شود. می گویم باید تلاشی عالمانه در تنقیح منابع تاریخی از یک طرف و با طرح سوالات عالمانه دانشمندان رشته های اشاره شده برای مورخان، شرایط بازخوانی تاریخ ایران فراهم شده تا از این منظر مطالعات تاریخی ایران برای فهم میسر حرکت جامعه ایرانی نشان داده شود.

  در ادامه به انواع منابع موجود در مورد تاریخ ایران اشاره می شود. هر یک از این منابع دارای ضعفهای خاصی است و در عین حال دربردارنده اطلاعاتی در مورد ایران در گذشته می باشند. نوع و میزان استفاده از این منابع بستگی به تبحر و علاقه و جهتگیری محققان تاریخ ایران دارد.

    اولین نوع و نوع عمومی و فراگیر، منابع رسمی است که به واسطه گروههای ذی نفوذ و دولتها و سازمانهای اجتماعی تهیه شده است. این نوع منابع تا کنون در مورد ایران بیشترین توجه را داشته اند. با وجود اینکه بسیاری از محققان به نقد نظام های سیاسی در ایران اقدام کرده اند، ولی اصلی ترین منابع مورد استفاده در بیان وضعیت اجتماعی ایران در گذشته همین منابع بوده است. گفته شده است که نظام های سیاسی ایران استبدادی بوده و هر نوع عملی متاثر از فرمان شاه و حاکم صورت می گرفته و فضای آزاد وجود نداشته است. در این صورت منابع تهیه شده نیز می بایستی فرمایشی و استبدادزده باشد. چطور شده است که محققان منتقد استبداد و خودکامگی در ایران بیشترین ارجاع را به منابع رسمی داشته و از این منابع سندهای اثبات استبداد را استخراج می کنند. منابع کنترل شده که نمی توانند سندهای بسیار در اثبات نظام استبدادی ثبت کرده باشند.

     نوع دوم منابع در مورد ایران به واسطه نظام های سیاسی در دوره جدید تهیه شده است. نظام های سیاسی سعی می کنند از طریق امکاناتی که در اختیار دارند، وقایع را انطور که خود مناسب می دانند، برای مخاطبان ارائه دهند. تشکیل موسسه های پژوهشی  و تحقیقاتی در دوران جدید همان نقشی را برای دولتها و گروههای سیاسی دارند که کتابخانه های سلطنتی شاهان و تاریخ نویسان و تاریخنگاران حکومتی به عهده داشتند. سهم بسیار زیاد منابع رسمی و کنترل شده در زمانهای گذشته تا کنون است که مفهوم “قلب واقعیت” را مطرح کرده و محققان تاریخ در ایران در اولین گام می بایستی در مورد منابع موجود بررسی جامع و علمی انجام دهند. به لحاظ نقش افرینی گروههای ذینفوذ، ما با مجموعه ای از منابع روبرو هستیم که اگر به دلیل سوگیری سیاسی دربردارنده اطلاعاتی در مورد دیگر وقایع نیستند، در مورد بعضی از وقایع اطلاعات بسیار ریز و جزئی در اختیار ما خواهند گذاشت. بدین لحاظ یکی از نوع منابع مورد استفاده، منابع رسمی است که در مورد وقایع تآییدی گروه های ذی نفوذ تهیه شده است.

نوع سوم منابع، منابع عامه پسند و پرمخاطب است. بعضی از منابع به دلیل متعدد، دارای مخاطب عمومی شده و پر خواننده می باشند. این نوع منابع با وجود اینکه پرمراجعه می باشند، دارای اشکال می باشند و سلیقه عمومی جامعه را تحریک می کنند، ولی دارای مطالبی است که سطح عمومی شعور اجتماعی می رساند. این منابع هم قابل استفاده می باشند و هم اینکه باید در استفاده کردن از انها بسیار احتیاط کرد. به عنوان نمونه کتابهایی چون حیرت نامه یا سیاحت نامه که نشان از دوره قاجار دارند و مورد اقبال عمومی هم قرار گرفته اند، می توانند مورد استفاده قرار گیرند.

نوع چهارم  منابع به دلیل نام مولف و منتقد و شارح مهم و معتبر و مشهور است.  این نوع از منابع که به واسطه افراد مشهور و نامی تهیه شده است، نمی تواند به تنهایی اعتبار کافی در بیان واقعیت های تاریخی داشته باشند.  در این زمینه محقق حوزه تاریخ و جامعه شناسی تاریخی برای تمیز اطلاعات دقیق و معتبر در مورد واقعیت تاریخی، می بایستی دقت بسیار زیادی  انجام دهد.  تایید فرد مهم به لحاظ علمی بر منبعی نشان از اهمیت کتاب است. ولی اطلاعات موجود و ارائه شده در این کتاب در مورد وقایع تاریخی نیاز به بازشناسی دقیق عالمانه دارد.

نوع پنجم منابع، منابعی است که به طور پراکنده به واسطه افراد آزاد نه به خاطر تولید منبع تاریخی بلکه به دلیل علائق شخصی و فرهنگی تهیه و ثبت شده است. این نوع منابع از منظر غیر رسمی تنظیم شده و کمتر دغدغه تایید فرد و گروه و جامعه را در برداشته است. این منابع در تاریخ ایران کم نیستند. منابعی که نه به پادشاهی تقدیم شده و نه به سفیری و نه به بازرگانی و نه رئیس قبیله ای، بلکه به عنوان خاطرات و دغدغه های شخصی و فرهنگی افراد فرهنگی معطوف است. اشکال تاریخ و تاریخنگاری در ایران بی توجهی به نقش و جایگاه این نوع منابع است. در این صورت، بسیاری از این منابع تا کنون در گذر زمان از بین رفته است یا اینکه به دلیل عدم توجه مورخان رسمی و دارای جهت گیری های سیاسی تعیین شده، اقبال وارد شدن به حوزه های اندیشه  ای و فکری و علمی را نیافته اند.

نوع ششم منابع، کاغذپارها، اسناد مالی و اداری، قولنامه ها و بخش نامه ها، فتواها، وعظ های علما، بیانیه های سیاسی و دینی، حل دعوایهای قضایی، توافق نامه های بین افوام و قبایل در حل کردن اختلافات مالی و ملکی و سرزمینی و خانوادگی، عقدنامه ها، اعتراضها و شکوائیه ها، محاسبات واحد تجاری، خاطره نویسی های افراد یا یادداشتهای افراد در حاشیه کتابها و منابع مهم، عقدنامه ها، تقسیم اموال و .. . می باشند. با در اختیار داشتن اسناد آب و زمین یک منطقه می توان نوع نظام مالکیت و نظام اجتماعی  و زمینداری را معلوم کرد. این احتمال هست که یک سند مالی و تجاری بهتر از یک کتاب مورخ رسمی بیان کننده وضعیت نظام اجتماعی (مالی و حقوقی وسیاسی) دوره ای خاص باشد.  

آنچه که در حال حاضر تحت عنوان منابع تاریخی ایران وجود دارد، مصداق موارد اشاره شده در فوق است.  مراجعه به همه این منابع در یک نگاه دقیق و بر اساس جهت گیری فرهنگی محقق است که می تواند امکان دریافت دقیق واقعیت های تاریخی ایران را فراهم کند. تاکید بر یکی از این نوع منابع به تنهایی نمی تواند راهگشا باشد. هر چند که بعضی از این نوع منابع نسبت به دیگری از اعتبار و حجیت بیشتری برای تحقیق و محقق خاصی برخوردار است. ولی در بیان وضعیت منابع حوزه مطالعات تاریخی و جامعه شناسی تاریخی درایران توجه به همه منابع ضروری است. از طرف دیگر، مبهم بودن و کلی بودن و عام بودن منابع نیز می تواند بیش از اینکه مشکل پژوهشگر را حل کند بر ابهامات و مشکلات روشی و بینشی او بیفزاید. برای درک این معنی لازم است کمی بیشتر توضیح داده شود:

     اگر در مطالعات تجربی جامعه شناسانه، جامعه شناس و محقق اجتماعی قبل از انجام تحقیق، زمان و هزینه بسیاری برای تعیین جامعه مورد مطالعه، جامعه آماری، شیوه های جمع آوری اطلاعات و روایی و اعتبار داده ها اختصاص می دهد، مورخ حوزه تاریخ و فرهنگ نیز می بایستی کاری بس مهم تر و دقیق تر انجام دهد. زیرا اعتبارسنجی مجدد  یافته های تحقیق محقق اجتماعی در زمان حال می تواند از طریق تحقیقات دیگر یا داوری محققان دیگر و اسناد دیگری که در دست هست، سنجیده شود. ولی در مورد وقایع تاریخی این امکان به این صورت وجود ندارد. وجود منابع ( اعم از مقاله، سند، کتاب، نوار، عکس، شئی، به یادگار مانده و … ) بایستی در اغاز مورد داوری محقق قرار گرفته و اعتبار این منابع معلوم شود. هر چه واقعه تاریخی به لحاظ زمانی از شرایط حاضر دورتر باشد، دقت ما در مورد منابع باید بیشتر باشد. البته در مورد بسیاری از وقایع که به لحاظ زمانی به محقق نزدیک تر می باشند، مناقشه های جدی تری نیز وجود دارد. به طور مثال می توان به واقعیتی چون انقلاب اسلامی، نهضت ملی کردن نفت، کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ که تا حدودی وقایعی نسبتآ نزدیک به ما هستند اشاره کرد. اگر در مورد کودتای سوم اسفند کنشگران درگیر زنده نیستند، ولی در مورد دو واقعه دیگر بسیاری از کنشگران آندو زنده هستند و می توانند روایت های خودشان را برای ما بازگو کنند. پس واقعیت های نزدیک برای ما این شانس را فراهم می کنند که می توانیم از منابع بیشتری برای تحقق در موردشان استفاده کنیم. ولی همین که کنشگران این دو نوع حادثه وارد می شوند، با ارائه روایت های متعدد و متناقض شان بر سختی کار تحقیق می افزایند. بدین دلیل است که می توان به این نتیجه گیری کلی رسید که

           وقایع تاریخی که نه از ما  بسیار دورند و نه به ما ه بسیار نزدیک، د قابلیت مطالعه و تحقیق علمی بیشتری دارند تا وقایعی که بسیار نزدیک به ما هستند و بخشی از زندگی روزمره مان را تشکیل می دهند و وقایعی که ازما بسیار دور هستند و تا حدود زیادی نسبتشان را با ما و شرایط فرهنگی و تاریخی مان از دست داده اند پس وقایعی می توانند در فهم ایران مورد استفاده قرار گیرند که نه دور و نه بسیار نزدیکند. دوری شان به دلیل توهمی بودنشان است و نزدیک بودنشان به دلیل سطحی بودنشان.

بر اساس اصل فوق، می توان مدعی شد که وقایعی که نه خیلی دور و نه خیلی نزدیک به ما هستند، تا حدود زیادی تناسب شان را به لحاظ فرهنگی با ما حفظ کرده و این امکان را به ما خواهند داد تا در مورد انها به تحقیق بپردازیم. اگر آنچه که به عنوان نتیجه یاد شد، اصل قرار دهیم، در مورد منابع نیز می توانیم معیاری ساخته و وارد ارزیابی منابع شویم. ما باید منابعی را بیشتر مورد توجه دهیم که ما را دچار کلی گویی و عوام زدگی نکنند.

در یادداشت بعدی مروری کلی به اصلی ترین منابع مورد استفاده محققان اصلی مطالعات تاریخی و جامعه شناسی تاریخی ایران کرده تا ضمن آگاهی از مشکلات و نارسائی ها، برای برون رفت از این وضعیت تاملاتی صورت گیرد.