منبع شناسی ۲

 در این یادداشت سعی می کنم تا اصلی ترین منابع مورد استفاده در حوزه مطالعات تاریخی و جامعه شناسی تاریخی ایران که جهت دهنده بوده و مولفان کتب و اثار در دوره جدید از انها تبعیت کرده و اطلاعات و یافته های آنها را معتبر دانسته اند، مورد بررسی دقیق تری قرار داده و ضعف و قوت های آنها را تا حد امکان بازشمارم. از مجموع منابعی که در یادداشت قبلی به انها اشاره شد، می توان سنخ بندی جدید به لحاظ نوع پژوهش ارائه داد. تعیین انواع ششگانه منابع اشاره شده در یادداشت قبلی بر اساس نوع تهیه مواد تاریخی و شیوه گردآوری داده ها بود.  نوع شناسی که در این یادداشت به ان اشاره می شود بر اساس نوع تحقیقی است که مولفان و محققان  آثار انجام داده اند. منابع و تحقیقات انجام شده دارای انواع چهارگانه زیر می باشند:

۱ – منابع تجویزی

۲ – منابع و تحقیقات توصیفی

۳- منابع تحقیقی و تاریخی

۴ – منابع تحلیلی و سیاسی  

 در ادامه به جایگاه و نمونه هایی از منابع اشاره می شود تا علاقه مندان به مطالعات تاریخی در علوم اجتماعی با دقت و حساسیت بیشتری مطالعه و تحقیق را دنبال کنند:

۱ -   منابع تجویزی.

 یکی از اصلی ترین منابع تهیه شده که مورد استفاده محققان تاریخ ایران و اسلام قرار گرفته است،  کتاب سیاستنامه خواجه نظام الملک است.  در تحقیقات انجام شده در مورد ایران و اسلام کمتر دیده شده است که به کتاب خواجه نظام الملک مراجعه نشده باشد و در اثبات یا رد دیدگاه و فرضیه محقق از ان استفاده نشده باشد. این کتاب کمتر تاریخی است و بیشتر ایدئولوژیک به معنای جدید آن است. در ادامه شواهد بسیاری در این زمینه از کتاب نقل می شود:

-          کتابی مانند سیاست نامه نظام الملک کمتر تاریخی است. زیرا سعی مولف در توصیف از شرایط و وضعیت ها می باشد.  از میان این نوع کتابها، کتاب سیاستنامه خواجه نظام الملک کمتر شآن کتاب تاریخی دارد. این کتاب دستورالعمل اجرایی و سیاسی برای سامان دادن نظام سیاسی است. مولف به سفار

وچون این بنده را فرمود که بعضی از سیرنیکو از انچه پادشاهانرا از آن چاره نیست بنوس و هر چیزی که پادشاهان بکار داشته اند و اکنون شرط آن بجای نمی آرند چه پسندیده و چه ناپسندیده آنچه بنده را فراز آمد از شینده و دانسته و خواننده یاد کرده شود بر حکم فرمان اعلی این چند فصل بر سبیل اختصار نوشته شد  ( نظام المللک، ۲۵۳۷: ۱۰).

نظام الملک هدف از تالیف کتاب را بیان حکایاتی است که منشا تصمیم درست برای مدیریت و فرماندهی گردد:

غرض از این کتاب نه این حکایتهاست ولیکن چون حکایتی غریب و عجیب بود و موافق افتاد یاد کردهشد مقصود از یاد کردن آن این است که چون روزگار نیک فراز آید و زمانه بیمار نگردد نشانی آن می باشد که پادشاه نیک بدیدار آید و اهل فساد را مالش دهد و وزیر و پشتکاران او نیک باشند و هرکاری کاردانرا فرماید که اهلیت دارند و دو شغل یک کسرا نفرمایند و پادشاه از رعیت پرسیده باشد و کودکانرا برنکشد و تدبیر با پیر و دانایان کند و کارها بقاعده خویش باز برد تا کارهای دینی و دنیاوی به نظام بود و هر کسی را بر اندازه کفایت او عمل بود و هر چه بخلاف این رود رخصت ندهد و کمابیش کارهای بهتر از و عدل و سیاست راست گرداند … (نظام الملک، ۲۵۳۷: ۱۹۹).

از طرف دیگر، علت اصلی تالیف کتاب تهیه متنی برای سیاست گذاری و عمل حکومت بوده  است تا روایت از وضعیت جامعه. زیرا کتاب سیاستنامه، نامه ای است برای پادشاهان در سیاستگذاری تا متنی تاریخی. این معنی در دو عبارت زیر آمده است:

چنین گوید ناسخ کتابهای خزانه که سبب نهادن این کتاب آن بود که سلطان سعید ابوالفتح ملکشاه بن محمد این امیرالمومنین نارالله برهانه در سال چهار صد و هشتاد وچهار چند کسرا از بزرگان و پیران و دانایان فرمود که هر یک د رمعنی مملکت ما اندیشه کنید و بنگیرید تا چیست که آن در عهد ما نه یکسیت و بردرگاه و دیوان و بارگاه و مجلس ما شرط آن بجا آرند و بر ما چه پوشیده شده است و کدام شغلست که پیش از ما پادشاهان شرایط آن بجا می آوردند و ما نمی کنیم و نیز هر چه از آیین و رسم ملوک گذشته  بودست آن تعلق بدولت و ملک سلجوقیان دارد همه بنویسیید و برای عرضه کنید تا ما تآمل کنیم (نظام المللک، ۲۵۳۷: ۱).

 

خواجه نظام الملک در علت تنظیم کتاب آورده است:

این کتاب را میخواند که از خواندن این کتاب ملال نگیرد که در این کتاب هم پندست و هم حکمت و مثل و تفسیر قرآن و اخبار پیغمبر (ع)و قصص انبیاء علیهم السلام و سیر و حکایات پادشاهان عادل و از گذشتگان خبر است… (نظام المللک، ۲۵۳۷: ۲۶۷-۲۶۵).

 همانطور که اشاره شد کتاب سیاستنامه خواجه نظام الملک کتابی نیست که در ان وقایع با نگاه تاریخی ثبت شده باشد. کتاب با نگاه سیاسی تهیه شده و مجموعه ای از مباحث اعم از قصص، حکایات، خاطرات و تجربه های ملل است که در مدیریت کشور در عصر ملکشاه ممکن است مورد استفاده قرار گیرد.  این معنی را مترجم کتاب نیز اشاره کرده است:

و برای رفع اشتباه می گوئیم که چون غرض خواجه تالیف کتابی تاریخی نبوده، و پیش از همه او به تقریر جنبه عبرت و نمودن راه سیاست توجه داشته و منشی بوده است نه مورخ، اغلاط تاریخی او را باید معلول به این علت دانست  بعلاوه چون بازار تعصب مذهبی در ان ایام رواجی بسزا داشته ، و خواجه نظام الملک هم که خود از محدثین اخبار مذهب شافعی بوده و در اعلای شآن این طریقه کوشش بسیار میکرد، نتوانسته است از این قید فارغ بماند (نظام الملک، ۲۵۳۷: صفحه هشت).

با وجود اینکه بسیاری از محققان تاریخی ایران باور به جهت گیری دینی و سیاسی خواجه نظام الملک داشته اند ولی برای اثبات نظریه شان تحت عنوان استبداد و خودکامگی از این منبع تاییدیه گرفته اند. این کتاب به واسطه خواجه نظام الملک برای طراحی نظامی شاه مدار وشاه محور در عصر میانه اسلام و ایران تنظیم شده است. ولی وجود این کتاب به معنی ظهور نظامی شاهی از نوعی که او مطرح کرده است، نمی باشد. زیرا او در کنار دیگران بسیاری به ارائه پیشنهاد – از دانشمندان زمان – به سلطان بوده اند. اینکه کدام یک از متون ارائه شده مورد استفاده قرار گرفته و سلطان و دربار شاهی بر ا ساس ان عمل کرده اند، نیاز به تحقیق و تفحص بیشتری دارد.

 

۲-      کتابهای توصیفی:

در کنار منابع تجویزی در مورد ایران، منابع دیگری وجو دارند که بیشتر به توصیف وقایع بر اساس علائق و توان محقق مورد نظر بوده است.  در این زمینه کتابهای بسیاری تهیه شده است که در ادامه به اصلی ترین آنها اشاره می شود:  سیاحت نامه ابراهیم بیک، سفرنامه شاردن،  زندگانی من عبدالله مستوفی،  و حیرت نامه از این نوع می باشند.  در ادامه به اشاره در مورد هر یک از منابع نکاتی مطرح می شود:

 

(۱)     کتاب سیاحت نامه مراغه ای

کتاب  سیاحت نامه ابراهیم بیک، یکی از پر خواننده ترین و پرمراجعه ترین منابع مصطلح تاریخی دوره قاجار است. این کتاب که به عنوان سفرنامه یک ایرانی علاقه مند و متعصب به ایران معروف شده است، مورد استفاده بسیاری از محققان تاریخی ایران قرار گرفته و از ان به عنوان منبع مهم تاریخی یاد شده است. باقر مومنی در پایان کتاب از هویت مولف کتابی که بی نام و نشان بوده است، بر اساس استنادات و مکتوبات مولف، مدعی است که مولف “مراغه ای” است. آقای مراغه ای دارای چندین ویژگی است که به آنها اشاره شده است:

اولا او عاشق ایران است، وقتی در مصر بوده با هر کسی که علیه ایران سخن می گفته برخورد داشته و در نهایت گفتگوی آنها به نزاع می انجامیده است. زیرا مراغه ای ایران ندیده و متولد خارج بسیار علاقه مند به ایران بوده و مدعی بوده است که دولت در ایران با پاکیزگی کارها را به پیش می برد و شاه ایران فردی مورد اعتماد است. در متن کتاب برای نشان دادن تعصب مراغه ای به ایران به حکایتی اشاره می کنند. این جوان غیرتمند از روزیکه خود را شناخت به لحاظ لشگرکشی اسکندر به ایران و خراب کردن بسیاری از آبادیهای آن کشور و آتش زدنش به شهر استخر پایتخت قدیم ایران و کشته شدن دارا از مکاید آن، نام اسکندر را به زبان نیاوردی  (مراغه ای، ۱۳۵۳: ۱۷).

ثانیا، ایشان به دلیل اینکه متولد مصر بوده و پدرش تاجری مهم و ایران دوست بوده است، در زمان مرگ به او وصیت می کند که قسمتی از ثروت به او رسیده از ارث را صرف گشت و گذار کرده و دنیا را بشناسد. به همین دلیل نیز او برای اجرای وصیت پدر و علاقه ای که به ایران داشته است، راهی ایران می شود و سیاحت نامه شرح کلی از وقایعی است که حدود یک سال برای او در سفر به ایران از راه ترکیه پیش آمده است. ثالثا، او برای نشان دادن علت سفر به علاقه اش در سفر به زیارت امام رضا (ع) اشاره می کند. به همین دلیل نیز مرز ورود او به ایران مشهد است و در ادامه از مسیر مشهد تهران به تهران و در نهایت به غرب کشور رسیده و و از طریق ترکیه از ایران خارج شده است. رابعا، او که با مصبیت ایرانیان در ایران روبرو می شود بیمار شده و در نهایت می میرد.

نکته ای که در این سطح از سخن قابل ذکر است، علاقه ایرانی است که قبلا اصلا ایران را ندیده و پدر او نیز که مهاجر است به او از مصبت های ایران نگفته یا اگر هم گفته است او گوشی نداده است و در نهایت در زمان ورود به ایران فقط بدبختی می بینند. به همین دلیل هم هست که ادامه عنوان کتاب “مصبیت ایران” گذاشته شده است.  مراغه ای در دیدار به ایران به یک اصل می رسد:  به هر کجا که روی آسمان همین رنگست. منظورش از یکسانی آسمان ایران شرحی است که او در صفحه ۱۴۴ سیاحت نامه در مورد ایران آورده است:

مجملی ازتفصیل وضع این ممکت گفته شد. از قراری که معلوم است در ممالک ایران “بهر کجا که روی آسمان همین رنگست” در هیچ جا از ترقیات تجارتی و اتفاق باجرای کارهای سودمند بحال ملک و ملت و حب وطن و هموطنان اثری نیست. سکنه این شهر نیز از وضیع و شریق و قوی و ضعیف از هر گونه عوالم ترقی و تمدن بیخبرند .

                          مرده اند ولی زنده                زنده اند ولی مرده   (مراغه ای، ۱۳۵۳: ۱۴۴).

 

کتاب سیاحت نامه مراغه ای، که متعلق به مراغه ای تاجر و عاشق ایران باشد یا متعلق به دیگری، به لحاظ شیوه نگارش بسیار روان و جذاب است و آنقدر مشکلات و مسائل و بدبختی های ایران را بازگو کرده است که خواننده را متاثر ساخته و در نهایت حکم به بدبختی و عقب ماندگی ا یرانیان می دهد. این حکم از این کتاب صادر شده و بسیاری از خوانندگان کتاب درکی دیگر از ایران روایت شده به واسطه مولف کتاب نداشته و نخواهند داشت. او هر جا که وارد شده مشکلات را دیده و کمترین نکات مثبت را بازگو کرده است.  این کتاب برای بسیاری از محققان تاریخ معاصر ایران، به طور خاص دوره قاجار، منبع مهمی تلقی شده است. کتاب سیاحت نامه ابراهیم بیک مراغه ای گزارشی سطحی و تخیلی از جامعه ایران در دوره قاجار است که در ان به جز ارائه شواهد متعدد در اثبات عقب ماندگی نظام اجتماعی ایران نکته ای دیگردر آن دیده نمی شود. متنی که به واسطه ای فردی مجهول در قالب گزارش روزنامه ای بدون دقت نظر علمی تهیه شده است، از طرف بسیاری از محققان به عنوان متن تاریخی قلمداد شده و از ان مستندات ادعای فرضیه های مآخوذ از سنت شرق شناسای را به اثبات می گذارند.

 

 

و  

 

(۲)     سفرنامه شاردن

 

(۳)      شرح زندگانی من.

 

(۴)      حیرت نامه

 

 مولفان این کتاب ها بر اساس چارچوب مفهوم های معاصر قصد اثبات داعیه ای را ندارند. بیشتر تلاش کرده تا گزارشی توصیفی در مورد موضوع انتخابی شان بدهند. ولی هر یک از منابع اشاره شده دارای اشکالات روشی و محتوایی هستند. همه این منابع از ارائه تصویری درست و بدون غرض از جامعه ایرانی بدور بوده و بر اساس جهت گیری سیاسی شان گزارش خاصی از ایران ارائه داده اند.  منابع موجود مصداق های متعددی در تز عقب ماندگی مولف را در بردارند. و به همین دلیل هم هست که به واسطه مدعیان عقب ماندگی ایران به اشکال گوناگون مورد استفاده قرار گرفته و معیاری برای تهیه منابع بعدی در مورد ایران شده اند.