منبع شناسی ۳

در این یادداشت به مابقی منابع مطالعات تاریخی ایران (منابع توصیفی، منابع تحقیقی، و منابع تحلیلی) اشاره می شود. از میان مجموعه منابع هر سنخ به اصلی ترین آنها اشاره شده است.

۲-      منابع  توصیفی: 

در کنار منابع تجویزی در مورد ایران، منابع دیگری وجو دارند که بیشتر به توصیف وقایع بر اساس علائق و توان محقق مورد نظر بوده است.  در این زمینه کتابهای بسیاری تهیه شده است که در ادامه به اصلی ترین آنها اشاره می شود:  سیاحت نامه ابراهیم بیک، سفرنامه شاردن،  زندگانی من عبدالله مستوفی،  و حیرت نامه از این نوع می باشند.  در ادامه به اشاره در مورد هر یک از منابع نکاتی مطرح می شود:

 

(۱)     کتاب سیاحت نامه مراغه ای

کتاب  سیاحت نامه ابراهیم بیک، یکی از پر خواننده ترین و پرمراجعه ترین منابع مصطلح تاریخی دوره قاجار است. این کتاب که به عنوان سفرنامه یک ایرانی علاقه مند و متعصب به ایران معروف شده است، مورد استفاده بسیاری از محققان تاریخی ایران قرار گرفته و از ان به عنوان منبع مهم تاریخی یاد شده است. باقر مومنی در پایان کتاب از هویت مولف کتابی که بی نام و نشان بوده است، بر اساس استنادات و مکتوبات مولف، مدعی است که مولف “مراغه ای” است. آقای مراغه ای دارای چندین ویژگی است که به آنها اشاره شده است:

اولا او عاشق ایران است، وقتی در مصر بوده با هر کسی که علیه ایران سخن می گفته برخورد داشته و در نهایت گفتگوی آنها به نزاع می انجامیده است. زیرا مراغه ای ایران ندیده و متولد خارج بسیار علاقه مند به ایران بوده و مدعی بوده است که دولت در ایران با پاکیزگی کارها را به پیش می برد و شاه ایران فردی مورد اعتماد است. در متن کتاب برای نشان دادن تعصب مراغه ای به ایران به حکایتی اشاره می کنند. این جوان غیرتمند از روزیکه خود را شناخت به لحاظ لشگرکشی اسکندر به ایران و خراب کردن بسیاری از آبادیهای آن کشور و آتش زدنش به شهر استخر پایتخت قدیم ایران و کشته شدن دارا از مکاید آن، نام اسکندر را به زبان نیاوردی  (مراغه ای، ۱۳۵۳: ۱۷).

ثانیا، ایشان به دلیل اینکه متولد مصر بوده و پدرش تاجری مهم و ایران دوست بوده است، در زمان مرگ به او وصیت می کند که قسمتی از ثروت به او رسیده از ارث را صرف گشت و گذار کرده و دنیا را بشناسد. به همین دلیل نیز او برای اجرای وصیت پدر و علاقه ای که به ایران داشته است، راهی ایران می شود و سیاحت نامه شرح کلی از وقایعی است که حدود یک سال برای او در سفر به ایران از راه ترکیه پیش آمده است. ثالثا، او برای نشان دادن علت سفر به علاقه اش در سفر به زیارت امام رضا (ع) اشاره می کند. به همین دلیل نیز مرز ورود او به ایران مشهد است و در ادامه از مسیر مشهد تهران به تهران و در نهایت به غرب کشور رسیده و و از طریق ترکیه از ایران خارج شده است. رابعا، او که با مصبیت ایرانیان در ایران روبرو می شود بیمار شده و در نهایت می میرد.

نکته ای که در این سطح از سخن قابل ذکر است، علاقه ایرانی است که قبلا اصلا ایران را ندیده و پدر او نیز که مهاجر است به او از مصبت های ایران نگفته یا اگر هم گفته است او گوشی نداده است و در نهایت در زمان ورود به ایران فقط بدبختی می بینند. به همین دلیل هم هست که ادامه عنوان کتاب “مصبیت ایران” گذاشته شده است.  مراغه ای در دیدار به ایران به یک اصل می رسد:  به هر کجا که روی آسمان همین رنگست. منظورش از یکسانی آسمان ایران شرحی است که او در صفحه ۱۴۴ سیاحت نامه در مورد ایران آورده است:

مجملی ازتفصیل وضع این ممکت گفته شد. از قراری که معلوم است در ممالک ایران “بهر کجا که روی آسمان همین رنگست” در هیچ جا از ترقیات تجارتی و اتفاق باجرای کارهای سودمند بحال ملک و ملت و حب وطن و هموطنان اثری نیست. سکنه این شهر نیز از وضیع و شریق و قوی و ضعیف از هر گونه عوالم ترقی و تمدن بیخبرند .

                          مرده اند ولی زنده                زنده اند ولی مرده   (مراغه ای، ۱۳۵۳: ۱۴۴).

 

کتاب سیاحت نامه مراغه ای، که متعلق به مراغه ای تاجر و عاشق ایران باشد یا متعلق به دیگری، به لحاظ شیوه نگارش بسیار روان و جذاب است و آنقدر مشکلات و مسائل و بدبختی های ایران را بازگو کرده است که خواننده را متاثر ساخته و در نهایت حکم به بدبختی و عقب ماندگی ا یرانیان می دهد. این حکم از این کتاب صادر شده و بسیاری از خوانندگان کتاب درکی دیگر از ایران روایت شده به واسطه مولف کتاب نداشته و نخواهند داشت. او هر جا که وارد شده مشکلات را دیده و کمترین نکات مثبت را بازگو کرده است.  این کتاب برای بسیاری از محققان تاریخ معاصر ایران، به طور خاص دوره قاجار، منبع مهمی تلقی شده است. کتاب سیاحت نامه ابراهیم بیک مراغه ای گزارشی سطحی و تخیلی از جامعه ایران در دوره قاجار است که در ان به جز ارائه شواهد متعدد در اثبات عقب ماندگی نظام اجتماعی ایران نکته ای دیگردر آن دیده نمی شود. متنی که به واسطه ای فردی مجهول در قالب گزارش روزنامه ای بدون دقت نظر علمی تهیه شده است، از طرف بسیاری از محققان به عنوان متن تاریخی قلمداد شده و از ان مستندات ادعای فرضیه های مآخوذ از سنت شرق شناسای را به اثبات می گذارند.

 

 

(۲)     سفرنامه شاردن

سفرنامه شاردن به لحاظ دامنه موضوعات، زمان حضور شاردن در ایران، مسائل و موقعیت سیاسی و فرهنگی جامعه ایرانی عصر صفویه، نگاه و نوع مباحثی که او در این سفرنامه مطرح کرده، و استقبالی که صاحب نظران و متفکران عصر روشنگری از این کتاب داشته و در نهایت مراجعه مکرر محققان عام و خاص در مورد تحولات تاریخی ایران دارای اهمیت اساسی است. خواننده کتاب شاردن در اولین نگاه مجذوب اطلاعات ارائه شد در  کتاب در مورد ایران می شود و تا حدود زیادی احساس بی نیازی به دیگر منابع در خود پیدا می کند. به همین دلیل است که بسیاری از محققان تاریخ ایران یا به منابع دیگر مراجعه نکرده یا اینکه اساس مراجعه آنها به کتابهای دیگر تاریخی مربوط به ایران با ملاحظه نگاه و رویکرد شاردنی بوده است.

شاردن در پاریس در خانواده ای پروتستانت متولد شد و به دلیل علاقه به تجارت و کسب ثروت سفر به شرق و در نهایت حضور زماندار در ایران را انتخاب کرد. او از پاریس گریزان بود. گریزانی او از پاریس موجب شده است تا در ایران و انگلیس زندگی کند. علت عدم علاقه به فرانسه شاردن ریشه در تعصب مذهبی در فرانسه و احتمال (واقعیت) آزار و اذیت علیه پروتستانتها و علاقه اش به ایران هم تجارت و آزادی او است. در زمان او در فرانسه، لوئی چهاردهم حکومت می کرد لوئی چهاردهم به محدود کردن زندگی و ظهور دینی پروتستانها اقدام کرد. در این صورت است که شاردن در اثر فشار و تنگنا به لندن و ایران سفر کرده و بیشتر در ایران و نهایت در لندن زندگی  کرده است (کرویس، ۱۳۸۰: ۲۲-۱۶).  اینکه چرا شاردن ایران را انتخاب کرده است، نیاز به طرح توطئه نیست. او با هدف خاصی به ایران نیامده بود تا کتابی علیه ایران بنویسد. او در زمانی زیست می کرد که سفر به خارج از کشورهای اروپایی برای کسب ثروت اصل شده بود. در این زمان دست یابی به سرزمین های جدید، کشفیات زیاد، توسعه کشتیرانی از یک طرف و مشکلات فرانسه به دلیل حکومت لوئی چهاردهم و جنگ داخلی در انگلستان و قدرت عثمانی و ایران به عنوان دو دولت مقتدر و مدعی شاردن را به این مسافرت متوجه ساخت. از نظر کرویس شاردن مهمترین جهانگردی که تا به امروز از ایران دیدن کرده است؛ او ۱۵ سال از ۶۹ سال زندگی اش را در خاور زمین گذرانده است. او برای کسب ثروت به ایران آمد ولی روایت گر اصلی و مهم یکی از اصلی ترین دوران های تاریخ ایران – عصر صفویه – شد:

ژان شاردن … یک گوهرفروش بود که راه شرق را در پیش گرفت. انگیزه او در این راه یکی اندوختن مال و منال و دیگری که کمتر از سودای پول در میل و اراده اش اثر نداشت، مشاهده و درک ایران عصر صفوی بود که شیفته و فریفته اش شده بود. شاردن در پاسخی به کاربار چنین می نویسد: “من اساسآ برای کسب ثروت به اسیا سفر کردم اما از شناخت کشورها و مردمی که به نزدشان می رفتم کوتاهی نورزیدم. زبانهای دیگر را به اندازه کافی برای بیان اندیشه هایم و شنیدن اندشیه دیگران فراگرفتم” .. (کرویس، ۱۳۸۰: ۳).

  شاردن نیز مانند بسیاری دیگر از سیاحان و جهانگردان در آغاز به وضعیت اقلیمی و جغرافیایی شرق و ایران، حوزه سیاسی و حکومتی و تا حدودی جامعه و فرهنگ ایرانی توجه کرده است. با وجود اینکه کتاب شاردن در مقایسه با دیگر منابع سیاحان و جهانگردان دارای مباحث اجتماعی و فرهنگی است، ولی او همچنان در بر تفاوت مردم ایران با دیگر ملل _به طور خاص اروپا_ به لحاظ اثراتی که محیط و شرایط اقلیمی بر آنها گذاشته است، تاکید کرده است. از طرف دیگر، او به ترسیم سیمای حکومت صفویه – آنهم دوره ای که او خود را حاضر دانسته است – پرداخته است. شاردن تصویر دقیق تری از تحولات درونی حکومت صفویه در ایران ارائه داده است. ولی بیش از اینکه به مناسبات اجتماعی و سیاسی که امکان ادامه حیات و نوع رابطه حوزه سیاسی با اجتماع و فرهنگ ایران را بپردازد، به شرایط افول و نابودی ایران با محوریت عمل شاهان و دربار اشاره می کند. 

شرحی جامعی که شاردن از ایران ارائه می دهد نیز در جهت اثبات تز عقب ماندگی جامعه ایرانی است. از نظر او، شرایط جامعه ایران به گونه ای است که با مرکزیت عمل سیاسی با کارگزاری حکومت و شاه و دربار، جامعه سیر قهقرایی پیموده در حالی که حضور افرادی چون حتی لوئی چهاردهم مستبد و ضد فرهنگ جامعه جهت صعودی پیموده و اروپا به سوی بهبود و شرق و ایران به سمت نابودی می رود.

 

(۳)      شرح زندگانی من.

 

(۴)      حیرت نامه

 

 مولفان این کتاب ها بر حسب ظاهر بر اساس چارچوب مفهوم های معاصر قصد اثبات داعیه ای را ندارند. زیرا در آغاز کتابهایشان بحثی مفهومی طراحی نکرده اند. این نوع نگاه ریشه در سنت کتابنویسی و پژوهشی زمان این صاحب نظران دارد. با وجود اینکه  بیشتر تلاش کرده تا گزارشی توصیفی در مورد موضوع انتخابی شان بدهند، ولی سوگیری آنها نسبت به ایران منشا بدفهمی های بعدی در مطالعات تاریخی و جامعه شناسی تاریخی ایران شده است.  هر یک از منابع اشاره شده دارای اشکالات روشی و محتوایی هستند. همه این منابع از ارائه تصویری درست و بدون غرض از جامعه ایرانی بدور بوده و بر اساس جهت گیری سیاسی شان گزارش خاصی از ایران ارائه داده اند.  منابع موجود مصداق های متعددی در تز عقب ماندگی مولف را در بردارند. و به همین دلیل هم هست که به واسطه مدعیان عقب ماندگی ایران به اشکال گوناگون مورد استفاده قرار گرفته و معیاری برای تهیه منابع بعدی در مورد ایران شده اند.

 

۳  -  منابع تحقیقی

در مورد ایران تحقیقات بسیاری صورت گرفته است. از میان مجموعه کارهای انجام شده می توان به سه اثر مهم و اثرگذار اشاره کرد: کشاورزی در عصر مغول، مالک و زارع در ایران، و تکامل فئودالیسم در ایران. هر یک از این سه کتاب بر اساس داعیه روشی و مفهومی خاصی تحقیق و مطالعه شان را اغاز کرده اند. مسئله همه مولفان این آثار پاسخ به این سوال بوده است: “ایران در گذشته به لحاظ اقتصادی و اجتماعی چگونه سازماندهی شده بود. آیا شکل  غالب عمل اقتصادی و اجتماعی مانند فئودالیسم در اروپا بود یا بر اساس شیوه تولید آسیایی بود یا اینکه صورت بندی دیگری بر آن حاکم بود؟” تحقیقات صورت گرفته در جهت پاسخ به این سوال بود. در ادامه به معرفی اجمالی این منابع می پردازیم:

(۱)    کشاورزی در عصر مغول

مولف کتاب کشاورزی در عصر مغول، پطروشفسکی روسی است. این کتاب در سال ۱۳۴۴ به واسطه کریم کشاورز ترجمه و به واسطه موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران به چاپ رسید. کتاب با رویکرد تحقیقی مسئله کشاروزی در دوره مغول را برای اثبات حیات فئودالی در ایران دنبال می کند. از نظر او، جریان زمینداری بر اساس صورتنبدی فئودالی بوده است که حمله مغول به ایران موجب اختلال در این مسیر شده است. از نظر او، حمله مغول موجب شد تا نوع اقتصاد کوچ نشینی مبتنی بردامداری همراه با نظام عشایری در ایران شکل بگیرد. به لحاظ اقتضاء کوچ نشینی این نوع نظام اقتصادی و تلاش در کسب مرتع برای دامها، ناامنی، ستم و قساوت و کشت و کشتار در سرزمین ایران که سابقه ای بس کهن در زندگی شهری و تمدنی داشته است، شکل می گیرد. ورود مغول ها در ایران موجب تغییرات عمده اجتماعی شده  و در نظام سیاسی و اجتماعی ایران افزون بر مالک زمین، تجار و گروههای اجتماعی شهری، روستائیان و زارعان _با صورت بندی های متعدد_ متعامل و متزاحم با حاکم سیاسی و دربار او، رئیس ایل و نیروی های کوچ نشین نقش آفرین شدند.  این ترکیب بندی جدید در جامعه ایرانی در دوره های بعدی منشا تحرکات و تزاحم های متعددی شده است. در این صورت، پطروشفسکی تلاش دارد تا نشان دهد که حمله مغول و اشتغال ایران موجب اختلال در نظام اجتماعی و اقتصادی این کشور شده و حاصل حضور طولانی مغولان در ایران به تغییرات بینادی در ساختار اجتماعی ایران انجامیده است.

مولف در این کتاب سعی کرده است تا از منابع بسیاری استفاده کند. برای نشان دادن نقش منابع متعدد در تالیف کتاب، فصل اول کارش را به معرفی منابع و تقسیم بندی آنها و در نهایت نقد منابع اختصاص داده است. هر چند که احتمال مراجعه پطروشفسکی به این همه منابع در مورد موضوع مطالعه اش کمی بعید به نظر می رسد، ولی در مقایسه با دیگر منابع تاریخی، مولف نشان داده است که به همه منابع در دسترس و مهم اطلاع داشته است.

 

(۲)        مالک و زارع در ایران.

مولف کتاب خانم لمتون ایرانشاسی است که در سال ۱۳۳۹ دکتری فلسفه داشته و تا ۱۹۴۵ به عنوان وابسته مطبوعات انگلیس در تهران مشغول کار شده و در ۱۹۴۵ دکتری ادبیات گرفته و در ۱۹۴۵ دانشیار و ۱۹۵۲ استادی در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه لندن نائل شده است.  او در زمانی که در ایران بوده است فرصت مناسبی برای تحقیق در مورد مسائل ایران را پیدا کرده است. کتاب مالک و زارع در ایران در ۱۹۵۳ به انگلیسی چاپ شده و در سالهای ۱۹۶۹ و ۱۹۹۱ تجدید چاپ شده است. اولین چاپ کتاب با ترجمه منوچهر امیری در سال ۱۳۳۹ به فارسی بوده است و چاپهای بعدی این کتاب به فارسی در سالهای ۱۳۴۵، ۱۳۶۲، ۱۳۷۷، و .. بوده است. 

لمتون افزون بر این کتاب، مقالاتی در مورد ایران و اسلام در مجلات و کتابهای در طول چهار دهه بعد از دست یابی به کرسی زبان فارسی در دانشگاه لندن به چاپ رسانیده است. او مطالبی تحت عنوان “اندیشه هایی درباره آیین جهانداری از نظر ایرانیان” “تآثیر تمدن غرب در ایران” “انجمن های سری و انقلاب ایران” ” جامعه اسلامی در ایران” و نصیه الملوک و آیین شهریاری در معرفی جهان ایرانی در مجلات به چاپ رسانیده است.  

لمتون از محققانی است که به منابع دست اول تاریخی ایران مراجعه کرده  است. به طور خاص اصلی ترین منابع مورد استفاده او عبارتند از: خلاصه التواریخ قاضی احمد قمی، جامع مفیدی، دستور دبیری، تاریخ اصفهان، تاریخ قم، مرآت القاسان، عتبه الکتبه، جهانداری سلجوقیان بزرگ و خوارزمشاهیانریال آبهای پنهانی، و مجموعه اسناد و مدارکی که در دسترس عموم نبوده و او توانسته است به آن مراجعه کند. از دهه ۱۳۴۰ به بعد کتاب مالک و زارع در ایران یکی از منابع اصلی مطالعات تاریخی ایران شده است. بیشترین ارجاعات محققان بعد از این دوره به این کتاب در اثبات یا رد فئودالیسم، شیوه تولید آسیایی، استبداد آسیایی، و هر آنچه که فرض شده است، می باشد.

(۳)    تکامل فئودالیسم در ایران.

این کتاب به واسطه فرهاد نعمانی تهیه و در سال ۱۳۵۸ در ایران به چاپ رسیده است. مولف کتاب با مراجعه به منابع تاریخی ایران به اثبات صورت بندی اجتماعی جامعه ایران تحت عنوان فئودالیسم پرداخته و در طول تاریخ – از عصر ساسانی تا قبل از مدرن در ایران – شواهد بسیاری در اثبات فئودالیسم در ایران و نقد نظریه رقیب تحت عنوان شیوه تولید آسیایی برآمده است.

 

۴-  منابع تحلیلی  

منابع و کتابهای تحلیلی که تا حدودی یا داعیه مطالعه تاریخی و جامعه شناسی تاریخی ایران را داشته باشند یا اینکه جهت گیری تحلیلی به معنی علمی – به لحاظ شکل و تنظیم مطالب – داشته باشند، بسیار محدود است. در این صورت ما با تعدادی محدود مولف و منابع محدود برمی خوریم. کارهای گوبینو، براون، کسروی، آل احمد، کدی، کاتوزیان، طباطبایی، ولی، و بسیاری دیگر از مصادیق  این نوع منبع هستند که در ادامه به عنوان شاهد به عمده ترین آنها اشاره می شود:  

 

(۱)    سه سال در آسیا، کنت دوگوبینو

گوبینو در ایران چهره ای شناخته شده است. او در سال ۱۸۱۶ به دنیال آمده و در طول عمرش (۶۶) سال در حوزه سیاسی و علمی فعال بوده است. گوبینو خود را از نژاد آریین های شمال اروپا (وایکینگ ها) می دانست و بدین لحاظ برای او نژاد مهم و نقش آن در ساماندهی فرهنگ اهمیت داشت. حضور در صحنه های متعدد سیاسی و اجتماعی او را به معرفی همه جانبه دیدگاهش یاری رساند.  او به دلیل حضور سیاسی اش در عصر قاجار و انتشار کتاب سه سال در اسیا که سه سال در ایران نیز به چاپ رسیده است، به عنوان محقق تاریخ ایران مهم می باشد و بیشتر تحقیقات انجام شده در حوزه مطالعات تاریخی به کتاب او ارجاع داده اند.  کتاب سه سال در آسیا حاصل اقامت گوبینو به عنوان دبیر اول و نفر دوم سفارت وکاردار فرانسه در ایران می باشد. این کتاب در قرن نوزدهم (در سالهای ۱۸۵۵ و ۱۸۵۸ و ۱۸۵۹) منتشر شده و بعد از ان یکی از منابع شناخته شده در مورد ایران مطرح بوده است. بخشی از این کتاب در سال ۱۳۲۱، دو فصل تحت عنوان سه سال در ایران، به چاپ رسیده است و مترجم جدید کتاب کل کتاب را دوباره ترجمه و به چاپ رسانیده است. زمان آغاز انتشار بخشی از کتاب به زمانی بر می گردد که تمرکز بر شناسایی تاریخ ایران – به دلیل جهت گیری مارکسی و ایران شناسی ملی گرایان – آغاز شده است. گوبینو به عنوان سیاستمدار و نماینده کشور اروپایی در ایران نمی توانسته است آزاد فکر کند و مانند یک محقق آزاد به شناسایی جامعه ایرانی اقدام کند. اگر او را فردی صاحب ذوق و سلیقه تحقیقی بدانیم، نمی توانیم او را محققی آزاد معرفی کنیم.

      از میان محققان تاریخ ایران او برای اولین بار  در پایان قرن نوزدهم با رویکرد خاصی به تحقیق پرداخته است. او صاحب نظریه  نژادی است و  جوامع و فرهنگها را بر اساس نوع نژاد متمایز و تحولات آنها را توضیح می دهد. او نظریه  اش را با سوگیری اینکه نژاد فرهنگ را می سازد، توضیح داده است. این نظریه تا کنون منشا اثرات بسیاری بوده و بسیاری از افراد و شخصیتها در حوزه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی از ان متاثر شده اند.  گوبینو مدعی است مسائلی که دنیای غیر اروپایی دچار شده است ریشه در اختلاط نژادها دارد. مسائل آفریقا و آسیا اینگونه است. به دلیل حضور اقوام و نژادهای متعدد است که جامعه ایرانی دچار مشکلات عمده شده و ساحت عقب ماندگی را پیدا کرده است.  

در نتیجه می توان مدعی شد که گوبینو از بانیان نظریه نژادگرایی است و ریشه فرهنگها را در نژادهای متعدد می  داند. او در کتاب سه سال در آسیا به اشکال گوناگون وجوه متعدد نظریه اش را بازگو کرده است. بر اساس این نظریه است که به داوری در مورد فرهنگ  و جوامع آسیایی پرداخته است. در ادامه به بعضی از داوری گوبینو در مورد فرهنگ های آسیایی و آفریقایی اشاره می شود:

-          او در صفحه ۱۶ کتاب در مورد فروشندگان مصری آورده است:     

 

نمی دانم کالاهای آنان چه ارزشی داشت، اما اگر مانند چهره های آنان بود، به نظرم فاقد ارزش می آمد. بینی های نوک تیز، لبان باریک، قد و هیکلهای کوتاه و بلند، لباسهای گوناگون مربوط به چهار گوشه جهان به این جمعیت تنوع زیادی می بخشید که اگر از دو سوی کشتی به وضعی ناهنجار هجوم نبرده بودند، نمایشی بسیار جالب بود و نیز نگاه هایشان آزار دهنده بود و چنان خود را آراسته بودند که در هر جای دیگری مسخره به نظر می رسید.. کلاه های بی لبه یونانی رنگارنگ، کاسکتهایی که به عقب سرشان نهاده بودند و شاپوهای مختلف، اما خدا می داند در چه وضعی. این نخستین برخورد ما با آن چیزی بود که در اسیا “جامعه اروپایی” می نامند و ما در مالت بودیم که یکی از مراکز اصلی صدور این نمونه های “انسان” به شمار می رود (گوبینو، ۱۳۸۳: ۱۶).

-          گوبینو نگاه نژادپرستانه اش را در زمان روبرو شدن با مردم اسکندریه تکرار می کند. او با وارد شدن به کافه شهر مالت اسکندریه در مورد خندان بودن مردم به داوری پرداخته است. او مدعی است خندان بودن نشان از تفاوتی است که بین مردمان جنوب و اهالی شمال وجود دارد. شمالیها برای شادی و خنده احتیاج به تفکر دارند، در حالی که جنوبیها شادی خود را به دیگران تحمیل می کنند و از دیگران می گیرند … (گوبینو، ۱۳۸۳: ۱۸).

-           او در ادامه تفاوت ملتها و فرهنگ ها را در تفاوت نژادی معرفی کرده است:

  اگر سومالیهاییها را با توبه ایها مقایسه کنیم، بی درنگ به نقایص نژادیشان پی می بریم. نوبه ای قد بلند، عصبی تر و به آپولون نزدیکتر است، و حال آنکه سومالیایی با کوس به سبک هندی …. (گوبینون، ۱۳۸۳: ۶۷).

گوبینو که در نزد محققان غربی و ایرانی بسیار مهم و معتبر است، اولا به عنوان نماینده سیاسی کشور فرانسه در ایران است. ثانیآ، داعیه تمایزات و تفاوتهای فرهنگی و سیاسی را دارد تا در پی شناسایی روندها و چالش های اجتماعی و فرهنگی ایران باشد. ثالثآ خود رویکرد نژادی در فهم و تبین تفاوت فرهنگ ها دارد. گوبینو در سفر به ایران و آسیا به جمع آوری شواهد متعدد در تایید نظریه اش اقدام کرده و در نهایت بعد از بازگشت به کشورش کتاب “ریشه نژادی فرهنگ” را تالیف کرده است. با توجه به نکاتی که اشاره شد، آیا می توان مدعی شد که گوبینو قصد و توانایی فهم تحولات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی ایران عصر قاجار را داشته است یا اینکه او نیز مانند هر سیاست مداری با رویکرد خاصی به فرهنگ و جامعه ایرانی پرداخته است؟ من نمی گویم که گوبینو سخنی راست در مورد ایران نگفته است. نمی گویم که او به بعضی از زوایای فرهنگی جامعه ایران اشاره نکرده است. نمی گویم که او به بیان احوالات شخصی و خصوصی افراد و گروههای اجتماعی در ایران اشاره نکرده است و … اما می گویم که او با نوع نگاهی که به ایران دارد، نمی تواند روایت گری صادق باشد. او هم آمده است تا در زمان حضورش در ایران شواهدی در اثبات نظریه اش بیابد. حاصل نظریه او نیز اثبات عقب ماندگی ایرانیان است. زیرا ایران هم بخشی از شرق و آسیاست که در اساس آسیا دچار انحطاط است.  برای فهم نوع نگاه نژاد گرایانه و ضد ایرانی گوبینو بهتر است خوانندگان اثر او کتاب را از آخر به اول بخوانند. او اصلی ترین تلقی اش را در مورد ایران و فرهنگ ایرانی در صفحات آخر کتاب آورده است. هر چند که در صفحات آغازین کتاب از ادب و هنر و علم در ایران هم سخن گفته است. ولی اصل نگاه و نظر او در پایان کتاب آمده است (بررسی دقیق تر اندیشه گوبینو و رویکردی که در مطالعات تاریخ ایران ساخته است را در یادداشتهای دیگر دنبال خواهم کرد ).

 

(۲)    دولت و جامعه  ایران، محمدعلی همایون کاتوزیان

کاتوزیان یکی از محققان تاریخ ایران است که در بیشتر موقعیت ها کاری که انجام داده است را تحت عنوان جامعه شناسی تاریخی ایران یاد کرده است. اگر همه آثار و نوشته های کاتوزیان ( از قبیل دولت و جامعه ایران و اقتصاد سیاسی ایران از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی) در مورد تاریخ و سیاست در ایران را در کنار هم قرار داده شود، به یک مقاله یا فصل کتاب بیشتر دست نخواهیم یافت. کتابهای متعددی که از او ترجمه شده است تکرار یک فصل یا یک مقاله در کتاب دولت و جامعه ایرانی است که  تحت عنوان نظریه حکومت استبدادی، حکومت خودکامه ایرانی سامان یافته است. کاتوزیان در این فصل و مقاله بر اساس مجموعه از پیش فرضهای غیر اثبات شده شواهدی را ذکر کرده و زحمت تحقیق در مورد ایران را به خود نداده است. او از محققان حوزه مطالعات ایران است که کمترین تحقیق را در تاریخ و دولت و سیاست درایران انجام داده است. علت این کم کاری عدم توجه به تحقیق تاریخی ریشه در انتخاب چارچوب مفهومی غربی اش دارد. او که دیگران را به غربگرایی و اروپاگرایی متهم می کند خود دراین زمینه گرفتارتر است.  او مدعی است واضع نظریه و مفاهیم اصلی مورد استفاده در آن است:

تدوین نظریه حکومت استبدادی را در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ د رمطالعاتی در دو زمینه اصلاحات ارضی و کشاورزی در ایران و اقتصاد ایران به عنوان کشوری صادر کننده نفت و “جامعه ای نفتی” اسمی که من روی این کشور گذاشته ام، آغاز کردم. در آثار قدیم، هم به انگلیسی و هم به فارسی، درباره فرهنگ و جامعه ایرانی، نظریه مذبور را جلوتر بردم و شواهد تاریخی و تجربی بیشتری برایش فراهم آوردم (کاتوزیان، ۱۳۷۹: صفحه سیزده).

کاتوزیان به جای تامل در تاریخ ایران و انجام پژوهش های تاریخی، بر اساس انتخاب نظام مفهومی، به تکرار شواهد محدود در اثبات ادعاهایش که از متون اشاره شده در یادداشت های قبلی نقل کرده است، می پردازد. او به ذکر مثالهایی برای اثبات بین نظمی، استداد، ظلم، بدبختی، و سیتز بین مردم و شاه در طول تاریخ ایران پرداخته است. او به بعضی از متون جدید نیز مراجعه کرده است. به طور خاص تحلیل مارتین هرتس کارشناس سفارت آمریکا در زمان محمدرضا شاه که در کتاب نمایی از تهران: حکومت شاه از دیدگاه یک دیپلمات در ژوئن ۱۹۶۴ آمده اشاره کرده است.  او در توضیح علت عدم انجام کار پژوهشی و عدم توجه به دیگر منابع در پیشگفتار کتاب آورده است که در کارهای جدید چیز جدیدی نیافتم و فقط نظریه ام را بر شرایط جدید منطبق یافتم (کاتوزیان، ۱۳۷۹: صفحه چهارده).

 

(۳)    سیرانحطاط اندیشه در ایران، سید جواد طباطبایی

 سید جواد طباطبایی از دیگر محققان تاریخ و و اندیشه سیاسی در دوره معاصر است که با جهت گیری معین به بحث و بررسی اقدام کرده است. اصلی ترین کتاب او که نظریه اش در مورد تحولات اندیشه ای و سیاسی ایران را بازگو می کند تحت عنوان “سیر انحطاط اندیشه در ایران” است. با وجود اینکه او با طرح دیدگاه نظری اش فضای تحقیق و تامل در مورد ایران را وارد مرحله ای جدید کرده است، ولی به لحاظ علمی  تحقیق و نظریه اش دارای اشکالات عمده ای است.  او نیز به دلایلی چند دارای مشکلاتی است که توجه به آنها ما را در بررسی های بعدی کمک کننده خواهد بود. این کتاب که نظریه اصلی مولف در مورد ایران است، به لحاظ روشی و نظری دارای اشکالات متعددی است.

-          منبع (منابع) اصلی مورد استفاده مولف در این کتاب بیشتر سفرنامه های خارجیان از قبیل سفرنامه ونیزیان در ایران برای بیان وضعیت اجتماعی و سیاسی ایران در عصر صفویه و سه سال در آسیای کنت دو گوبینو برای بیان وضعیت دوره قاجار و منابع محدود مورخان ایرانی در مورد شرایط عمومی اندیشه سیاسی در ایران است. او از مدعیان اهمیت کتاب سیاست نامه خواجه نظام الملک در بیان وضعیت انحطاطی اندیشه سیاسی در ایران است. طباطبایی تاکید بسیار زیادی به منابع تهیه شده به واسطه سیاحان و جهانگردان غربی در بیان نظریه انحطاط اندیشه سیاسی در ایران دارد. بدین لحاظ است که دلالی بر پی جویی منبعی دیگر که به بیان روایتی متفاوت از روایت های جاری که بیان کننده عقب ماندگی و انحطاط است،  ندارد. زیرا او مدعی است که سیاحان و سفرنامه نویسان به دلیل تاثیرپذیری از اندیشه رشد و تعالی غربی فهم نحوه انحطاط ایران را داشته اند. او هم چنین اضافه می کند که حضور سفرنامه نویسان درایران به ارتقاء فهم و آگاهی نسبت به مسائل مدرن ایرانیان مرتبط با آنها کمک کرده است (طباطبائی، ۱۳۸۲: ۲۱)

-            طباطبایی از مصادیق محققانی است که برای اثبات داعیه مفهومی و نظری اش اقدام کرده و به شواهدی که مخالف دیدگاه او می باشد، اهمیتی نداده است. کمترین تلاشی در نقد نظریه رقیب داشته است. او نظریه اش را اصل دانسته و به نظریه رقیب اهمیتی نداده است. بدین لحاظ است که او کمتر به نظریه ای تحت عنوان امکان اندیشه در ایران در مقابل نظریه انحطاط اندیشه خودش توجه کرده است. برخلاف دیگر محققان و متفکران که در فرایند نقد نظریه های دیگر به نظریه خود دست یافته یا اینکه به اثبات نظریه خودش می رسد. بدین لحاظ است که نظریه طباطبایی مصادره به مطلوب شده و  از این منظر قابل نقد و بررسی است.

-          با فرض اینکه او مورخ اندیشه سیاسی است و تطور اندیشه سیاسی را در جهان و ایران پی جویی می کند، به تحولات اجتماعی ایران کاری نداشته و همین امر نیز به بدفهمی او از جامعه و فرهنگ ایرانی دامن زده است. او کمتر احساس کرده است که بحث و بررسی او در مورد تطور اندیشه سیاسی نیازمند به جامعه شناسی سیاسی و جامعه شناسی تحولات اجتماعی و جامعه شناسی تاریخی ایران است. فقدان توجه به جامعه و تحولات ان اساس بدفهمی بنیادی برای طباطبایی و نتیجه گیری ناثواب در مورد ایران شده است .

-